از نسیم زلفش ای باد سحر
گر خبر داری چرائی بی خبر
چند پیمائی هوا بر کوی او
گر گذر داری ز گردون بر گذر
سایه زلفش سواد چشم تست
گر نمی بینی زهی نور بصر
پرتو لعلت فروغ وصل اوست
گر نمی دانی زهی صاحب نظر
سالک بی علم و علم بی سلوک
هست اگر خود سر بسر روزی و زر
شمع و تاریکی و نا با بینا و چاه
تیغ و ناهشیار بی پرهیز و سر
ای امامی آفتاب اندر شبست
در عبارت وصل آن زیبا پسر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوب میپردازد. شاعر به باد صبح میگوید که اگر از زلف محبوب خبر دارد، چرا او را بیخبر میبیند. او از گذر در کوی محبوب صحبت میکند و میگوید سایه زلف او همچون چشمی است که اگر نبیند، نور بصرش بیفایده است. از طرفی، شاعر به افرادی که فقط علم دارند بدون سلوک و معرفت اشاره میکند و آن را بیفایده میداند. در انتها، محبوب را به امام روشنی در شب تشبیه کرده و از زیباییهای او سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاهی، اگر از وزش زلف معشوق آگاه هستی، چرا بیخبر از حال و هوای دل ما هستی؟
هوش مصنوعی: اگر به سراغ او بروی و در مسیرش قدم برداری، چقدر راه را طی میکنی و چه مدت در آسمان به او فکر میکنی.
هوش مصنوعی: زلف او مانند سایهای است که بر روی چشمان تو افتاده است؛ اگر این را نمیبینی، پس چه نور روشنایی هستی!
هوش مصنوعی: پر تو گوهر زیبایت نور و روشنی از وصال معشوق است، اگر نمیدانی، چه خوش میدانی که نظر و دانش داری.
هوش مصنوعی: انسانی که بدون دانش و آگاهی حرکت میکند، مثل کسی است که دانش دارد اما بدون عمل و تجربه به جلو نمیرفت. این دو مسیر نیازمند یکدیگرند و تنها تلاش کردن بدون اینکه به علم و آگاهی توجه کنیم کافی نیست. در واقع، باید تلاش و علم را با هم ترکیب کنیم تا به نتایج مطلوب برسیم.
هوش مصنوعی: شمع و تاریکی وجود دارند، اما در جستجوی روشنایی، فرد بینا میتواند به راهی روشن برود. چاه و تیغ نیز نماد خطر و چالش هستند. انسانی که ناآگاه است و بیپروا عمل میکند، به راحتی میتواند به خطرات دچار شود و به سختی از آنها رهایی یابد.
هوش مصنوعی: ای امامی که مانند آفتاب در تاریكی شب می درخشی، در کلامی که به زیبایی به تو نسبت میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هیچ شادی نیست اندر این جهان
برتر از دیدار روی دوستان
هیچ تلخی نیست بر دل تلخ تر
از فراق دوستان پر هنر
آشکوخد بر زمین هموار بر
همچنان چون بر زمین دشوارتر
ای شده با عزم تو مقرون ظفر
همت تو کرده از گردون گذر
نامه و نام ترا عالی محل
رایت و رأی ترا میمون اثر
با جلال تو بود گردون زمین
[...]
سیمبر یارم شد از من سیم بر
سیم یارم نی و یارم سیمبر
عاشق سیم ار بخواند وی مرا
من ورا معشوق دانم سیم بر
زان نگار سیمبر با من نماند
[...]
بت سرو قدی و سرو سمن بر
نگار سخن گوی و ماه سخن ور
قد و عارض توست شمشاد و لاله
لب و بوسه توست یاقوت و شکر
سرین تو و عشق من هست فربه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.