چون کبک شسته لب بشراب مروقی
کبکی از آن بطوق معنبر مطوقی
در بزم خوبتر ز تذر و ملوّنی
و اندر مصاف چیره تر از بازار ازرقی
بر آفتاب، طنز کنی و مسلّمی
بر مشتری و ماه بخندی و بر حقی
گر ماه در لباس کبود منقط است
تو شاه در لباس بسیج مفرقی
ماند همی بروشنی ماهتاب از آن
سیمین برت بزیر بغلطاق فستقی
بر آب دیده پیش تو زورق روان کنم
گر ز آنکه بینمت که تو مایل بزروقی
گر حور عین بیند، عنّاب شکرت
آیا که چون گزند سر انگشت فندقی
گر شاه ملک حسنی اندر بساط دهر
در صدر خواجه به بودت جای بیدقی
تاج امم، خدیو جهان، فخر ملک و دین
کز آدم اوست گوهر و سنگند، ما بقی
چون نزد سروران بکرم نام او برند
تن در دمد زمانه باسم مطابقی
فرزین ملک شاه که بر عرصه خرد
با او رخ کمال در آید به بیدقی
دعوی همی کنم بزمان کرم که من
بی مثلم از کرام و جهان مصدقی
ای آنکه عز و جاه بزرگان کشوری
وی آنکه صدر و بدر وزیران مطلقی
محضول کارگاه نجوم مزینی
مقصود گرد گشتن چرخ مطبقی
اندر بهار فضل نسیم معطری
وندر نسیم خلق بهار خور نقی
پیش حصار خرم تو حصن دولتست
بحر محیط پای ندارد بخندقی
بی مجلس تو طبع ندارد معاشرت
بی ساغر تو می بگذارد مروقی
موضوع کردی از کف بخشنده اسم جود
تو صدر کز مصادر اقبال مشتقی
فضل تو بخردان حقیقت بدیده اند
زان در هنر بنزد بزرگان محققی
آن دل که شد معلق مهر و هوای تو
چون زلف دوست رنج ندید از معلقی
این شعر داشت قافیتی مغلق آنچنانک
بر بستمش که کس نتواند ز مغلقی
من پارسی زبانم از آن کردم احتراز
ز آن تازئی که خنده زند از مربقی
گردم همی بگرد سخنهای دلفریب
در آرزوی شعر شعر معزی و ازرقی
ناید بدین قوافی زین خوبتر سخن
گرچه سخن تر از نماید فرزدقی
احمق بود که عرضه کند فضل پیش تو
خرما ببصره بردن باشد ز احمقی
تا زین چرخ اشهب و کره ی زمین بود
از مرکب زمانه نیاید جز ابلقی
بر هر مراد و کام که داری مظفری
وز هر سپهر هر چه بخواهی موفقی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید از یک شخصیت ارجمند و بزرگ در جامعه میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا و تصویری، ویژگیهای این شخص را توصیف میکند و او را برتر از دیگران معرفی میکند. او به زیبایی و کمالات روحی و معنوی این فرد اشاره میکند و میگوید که با وجود دیگران، او بهترین و بافضیلتترین است. شاعر همچنین به ادبیات و هنر اشاره کرده و نشان میدهد که کلمات و افکارش در تلاش برای رسیدن به لقای این شخصیت بزرگ و محترم هستند. همچنین، او با استفاده از قافیه و زبان شاعرانه، سعی دارد تا زیبایی و عظمت را در کلامش به نمایش بگذارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که او هیچ کس را با ارزشتر از این شخصیت نمیداند و خود را افتخار میکند که در معیت او قرار دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن حالتی است که فردی در جستجوی معشوق یا آرزوی خود است. او مانند کبکی است که به قدری شسته و آراسته شده که به دنبال نوشیدن شراب یا نشانی از زیباییهای معنوی میگردد. در واقع، به زیبایی و لطافت درونی و جستجوی عشق و معنویت اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در جمعهای زیبا و شاد، تو زیباتر و جذابتری و در میدانهای نبرد، در رقابتها نیز نسبت به دیگران برتری و قدرت بیشتری داری.
هوش مصنوعی: تو با لطافت و شوخی با خورشید برخورد میکنی و به سیاراتی چون مشتری و ماه میخندی، در حالی که بر حقیقتی استوار و محکم نیز تأکید داری.
هوش مصنوعی: اگر ماه در لباس آبی نقطهدار باشد، تو همانند پادشاهی هستی که در لباس زیبای رنگی حاضر است.
هوش مصنوعی: در روشنایی ماه تابان، آن مهتاب با زیبایی خاصی از زیر گنبد سبز رنگ به پایین میافتد.
هوش مصنوعی: اگر دیدگانم را بر آب بگذارم و قایقی را پیش تو به حرکت درآورم، این فقط به خاطر این است که میخواهم تو را ببینم و میدانم که تو نسبت به این موضوع تمایل داری.
هوش مصنوعی: اگر حوری بهشتی را ببیند، آیا شکر تو به خاطر این است که چنان آسیب میبیند که مثل انگشت فندقی میشود؟
هوش مصنوعی: اگر شاه ملک حسنی در این دنیا در صدر نشسته باشد، جای تو همچون یک دلقک است.
هوش مصنوعی: این تکه از شعر اشاره به اهمیت و مقام والای انسانی دارد که از نسل آدم سرچشمه میگیرد. در اینجا، اشاره شده که این فرد نمایندهای از نخبگان و بزرگان است که فخر و افتخار برای دین و حکومت به حساب میآید. به عبارت دیگر، او نماد عزت و ارزش در میان انسانهاست و دیگران در مقابل او مانند سنگ و بیارزش به نظر میرسند.
هوش مصنوعی: زمانی که نام او در میان بزرگان برده میشود، انسان باید با زمانه و شرایط وفق دهد.
هوش مصنوعی: فرزین، ملک شاه، کسی است که در میدان عقل و اندیشه، به کمال و زیبایی دست مییابد و در این راه مانند یک پرچم برافراشته میشود.
هوش مصنوعی: من ادعا میکنم که در زمان لطف و کرم، من بینظیر هستم و از دیگران و دنیا گواهی میطلبم.
هوش مصنوعی: ای کسی که نشانهی عظمت و مقام بزرگانی در سرزمینها هستی، و تو آن کسی هستی که در بالاترین ردههای وزرا قرار داری.
هوش مصنوعی: کارگاه نجوم به معنای پژوهش در آسمان و ستارههاست، و در اینجا اشاره به مکانی دارد که در آن به بررسی و اندازهگیری حرکتها و مسیرهای اجرام آسمانی میپردازند. "مزینی" به معنای هدایت و راهنمایی است، و "مقصود گرد گشتن چرخ مطبقی" به معنای هدف و مقصود در گشت و گذار آسمانی و چرخشهای هنری به کار میرود. به طور کلی، این جمله به درک عمیق علم نجوم و تأثیرات آن بر زندگی و دانایی انسانها اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در بهار، نسیمی خوشبو و معطر وزیده است و در میان نسیم خنکی که بهاریان را نوازش میکند، خورشید نیز جان تازهای میبخشد.
هوش مصنوعی: درویش گرانسنگی که به دیدار تو نمیرسد، در دلش یاد تو همیشه زنده است. حصاری که دور تو را گرفته، نماد قدرت و سلطنت است و دریا به دور آن میچرخد، اما هیچ دیواری نمیتواند آن را محصور کند.
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، دل و روح نمیتواند به دیگران نزدیک شود و بودن بدون شراب حضور تو، مثل روزهای بدون رنگ و زندگی میگذرد.
هوش مصنوعی: تو به خاطر بخشندگی و مهربانیات، از دیوانگی به تندی کنجکاو اشاره میکنی و برکت و خوشبختی را به نام خود میزنی.
هوش مصنوعی: خوبی و فضل تو را دانایان و خردمندان با دیدهٔ حقیقت دیدهاند، به همین دلیل در هنر و دانش، بزرگان به تو احترام میگذارند و تو را محقق میشمارند.
هوش مصنوعی: دل کسی که به عشق و حال و هوای تو آغشته شده است، مانند زلف دوست که به حالتی آویزان است، هیچ رنج و دردی از این حال نخواهد دید.
هوش مصنوعی: این شعر قافیهای پیچیده دارد بهگونهای که من آن را بهطرزی بستم که هیچکس نتواند آن را بفهمد.
هوش مصنوعی: من به عنوان فردی که به زبان فارسی صحبت میکنم، از چیزی که باعث خندیدن در برابر نادانی و بیمعلوماتی میشود، دوری میکوشم.
هوش مصنوعی: من به دور خود میچرخم و در جستوجوی سخنان دلنشین هستم، در آرزوی اشعاری از شاعرانی چون معزی و ازرقی.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که هیچ کلمهای به زیبایی این قافیهها نیست، هرچند که برخی از سخنها ممکن است از این لحاظ درخشانتر به نظر برسند.
هوش مصنوعی: بسیار نادان است کسی که بخواهد فضل و برتریاش را با تو در میان بگذارد، زیرا مانند این است که بخواهد خرما را در مقام خود به تضمین ببیند؛ این کار نشاندهنده نادانی اوست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا و این چرخهٔ زندگی به همین شکل ادامه دارد، از سوارکاری زمان چیزی جز یک گونه خاص نمیآید.
هوش مصنوعی: برای هر آرزو و خواستهای که داری، به موفقیت میرسی و از هر آسمان که بخواهی، به دست میآوری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در خاک شایقی و نجیبی نگاه کرد
شیخ اجل رشیدی و دید آن موافقی
دنیا فرو گذاست برین ناموافقان
بر موجب وفاق نجیبی و شایقی
جنت موافقان را آماده کرده اند
[...]
توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی
ور عشق زاهدیست کنون ما وفاسقی
تا کی کشم جفا که نه هجران و نه وصال
تاکی خورم قفا که نه عشق و نها عاشقی
از تو نه رقعه نه سلامی نه بخششی
[...]
گل بین، گرفته گلشن ازو آب و رونقی
بستان نگر،ز گل شده همچون خورنقی
وز کارگاه صنع به بستان کشیدهاند
هر جا که بود زرد و بنفشی و ازرقی
گلبن چو قلعهایست پر از تیغ و از سپر
[...]
ای دل چه پای بسته بند علایقی
بگذر ز خلق اگر تو طلبکار خالقی
در نه قدم ببادیه شوق چون جمال
گر بر جمال کعبه مقصود عاشقی
اندر فضای گلشن جانست مسکنت
[...]
تو بخشنده نجوم بچرخ معلقی
تو آرندة نبات زارض مطبقی
که خواند مقیدت که بالذات مطلقی
گهی دستگیر نوح ببطنان زوزقی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.