زهی بپای تفکر بسیط عالم غیب
هزار بار بهر یک نفس بپیموده
سپهر قدر تو بگذشته از مدارج قدس
زمین جاه تو فرق سپهر فرسوده
بهیچ دور زمان چشم و گوش جان و خرد
ندیده مثل تو حق پروری و نشنوده
غرض ز عرض جهان عرض پاک تست ارنه
کجا شدی به غرض دست جوهر آلوده
جهان پناها من بنده را فراغ روان
در اهتمام تو آماده است و آموده
نه آب طبع ز گرد ملال بسترده
نه خون فکر ز چشم خیال پالوده
همیشه تا نتوان گفت در جهان خرد
که راجح است مرا خوان بوده، نابوده
سخن ملازم خاک در مدیح تو باد
که بی مدیح تو بی حاصلست و بیهوده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عظمت و ویژگیهای خاص یک وجود الهی یا انسانی است که به مقام بالایی در عالم غیب رسیده است. شاعر به تحسین این مقام و جایگاه میپردازد و از قدرت تفکر و درک آن وجود سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که در این دنیا هیچ چیز به اندازه شناخت و پرستش آن مقام مهم نیست و همه چیز در معرض آن قرار دارد. همچنین، شاعر بر اهمیت بیپناهی انسان و نیاز او به فراغت روان در کنار توجه به آن وجود تاکید میکند. در نهایت، او مدح این وجود را بینظیر و ضروری میشمارد و بیان میکند که بدون مدح آن، همه چیز بیفایده و بیمعنی است.
هوش مصنوعی: عجب اینکه در دنیای فکر و اندیشه، وقتی به افکار عمیق و رازهای پنهان میرسیم، هر نفس ما میتواند به اندازه هزار بار ارزشمند باشد.
هوش مصنوعی: آسمان و جهان از مقام و مرتبه تو فراتر رفته و بزرگی تو به حدی است که حتی آسمان هم در برابر جایگاه تو حسرت میخورد.
هوش مصنوعی: هیچ دورانی از زمان، نه چشم و نه گوش، جان و خرد نتوانستهاند نمونهای مانند تو را در پرستش حق ببینند یا بشنوند.
هوش مصنوعی: منظور از درخواست و بیان زیباییهای جهان، تنها هدفی است که به پاکی و خلوص تو مرتبط میشود؛ در غیر این صورت، چرا به دنبال هدفی میروی که جوهر آن به آلایشی دچار شده است؟
هوش مصنوعی: دنیا برای من به عنوان یک بنده، آرامش روانی را فراهم کرده است و در تلاش تو، آماده و مهیا هستم.
هوش مصنوعی: نه طبع من از غمها و اندوهها پاک شده و نه فکر و خیال من از تأثیرات و واقعیتهای زندگی تصفیه گردیده است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که تا زمانی که نتوانیم به طور قطعی در مورد اینکه چه چیزی در این دنیا برتر است صحبت کنیم، من همیشه با بیتوجهی به آن، به امور خود ادامه میدهم. در واقع، اشاره به این دارد که انسانها ممکن است در باره ارزشها و اولویتها اختلاف نظر داشته باشند و از این رو، بهتر است به مسیر خود ادامه دهند.
هوش مصنوعی: چون تو را ستایش نکنم، سخنام بیارزش و بیفایده خواهد بود، پس همیشه باید در وصف تو سخن بگویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زهی ز عدل تو خلق خدای آسوده
ز خسروان چون تویی در زمانه نابوده
جهان به تیغ درآورده جمله زیر نگین
پس از تکبر دامن بدو نیالوده
ز شیر بیشهٔ سلجوقیان به یک جولان
[...]
ایا بگام هوس راه عمر پیموده
هنوز سیر نگشتی ز کار بیهوده
روا بود که توعمری بسربری که درآن
نه تو زخودنه کسی ازتوگرددآسوده؟
میاز دست بخوان جهان که عقل براو
[...]
خوشا دلی که ز غیر خداست آسوده
ضمیر خویش ز وسواس دیو پالوده
خوش آنکه جان گرامی بحق فدا کرده
تنش به بندگی مخلصانه فرسوده
ز حق چه بهره برد آنکه روش با غیرست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.