دلم از وحشت تنهایی شبها خون است
غمم از حسرتِ آن چهره روزافزون است
با تو شادم اگرم جای به دوزخ بدهند
بیتو در خُلد برین خاطر من محزون است
دل مجروح من از قطرهٔ خون بیش نبود
پس چرا دامنم از خون جگر جیحون است
بعد ازینم سر و کاری نبود هیچ به عقل
عاقل آن است که از عشق رخش مجنون است
مدتی رفت که از هجر تو بیمارم و تو
مینپرسی ز منِ خسته که حالت چون است
تو پریشان مگر آن زلف مسلسل کردی
که پریشانیِ آشفتهدلان افزون است
به تماشای گلستان و گلم نیست نیاز
که کنار و برم از لخت جگر گلگون است
به درآی از دو جهان و به فراغت بنشین
عالم عشق ازین هر دو جهان بیرون است
نیست نسبت، قد موزون تو را هیچ به سرو
سرو موزون بود اما نه چنان موزون است
دل الهامی اگر گشته پریشان نه شگفت
همه دانند دل غمزده دیگرگون است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از وحشت تنهایی شبها و غم دوری محبوب میگوید. او با وجود شرایط بدش، در کنار محبوب احساس شادی میکند و بیاو زندگیاش تلخ است. دل مجروح او از درد جدایی رنج میبرد و او نمیفهمد چرا ناراحتیاش اینقدر عمیق است. شاعر از عشق سخن میگوید و بیان میکند که عاقل واقعی کسی است که از عشق مجنون شود. او به زخم دلش اشاره میکند و به محبوبش میگوید که از وضعیت او بیخبر است. شاعر به زیبایی و تفاوت محبوب و سرو اشاره میکند و بیان میکند که دل غمزدهاش دردی خاص دارد. در نهایت، او از محبوب میخواهد که به نزدش بیاید و بگوید که عشق فراتر از دنیای مادی است.
هوش مصنوعی: دل من در شبهای تنهایی پر از ترس و دلهره است، و غمم به خاطر حسرت دیدن چهرهای است که هر روز بیشتر بر دل من سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: اگر با تو باشم، حتی اگر به جهنم هم ببرند شاد خواهم بود، اما بدون تو حتی در بهشت هم قلبم غمگین است.
هوش مصنوعی: دل من که تنها یک زخم کوچک دارد، چرا اینقدر از درد و رنج لبریز است و دامنم از خون جگر پر شده؟
هوش مصنوعی: از این به بعد هیچ رابطهای با عقل و فکر ندارم، چون عشق رخش باعث شده که مجنون شوم.
هوش مصنوعی: مدتی است که به خاطر دوری تو حال خوبی ندارم و تو هیچ خبری از من نمیگیری و نمیپرسی که چه حال و روزی دارم.
هوش مصنوعی: آیا تو به خاطر آن زلفهای تابدار و زیبایت پریشان شدهای که باعث شده دلهای آشفتهی دیگران نیز بیشتر در هم بریزد؟
هوش مصنوعی: برای دیدن زیباییها و گل و گیاه، نیازی به وجود من نیست، چون درد و رنج من مانند گلی سرخ و زیبا است که در دل دردهای عمیق من رشد کرده است.
هوش مصنوعی: به زندگی دنیوی و مادی وابسته نباش و از آن فراتر برو. در آرامش و آسودگی زندگی کن، زیرا زیبایی عشق در خارج از این دو جهان قرار دارد.
هوش مصنوعی: شما هیچ نسبتی با قد موزون و زیبا ندارید، زیرا هرچند که سرو هم موزون است، اما زیبایی شما به آن اندازه نیست.
هوش مصنوعی: اگر دل کسی پریشان شده باشد، جای تعجبی نیست؛ زیرا همه میدانند که دل غمگین حال و هوایی متفاوت دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر زمان حال من از عشق تو دیگرگون است
بتو چون شرح کنم حال چه گویم چون است
غم دل سوخت مرا پیش که آرم بزبان
قصه درد درونم که ز حد بیرون است
شده از ناوک آهم دل گردون مجروح
[...]
دوستم با تو به حدی که ز حد بیرونست
دشمنم نیز به نوعی که ز شرح افزون است
معنی دوستی از گفت و شنو مستغنی است
صورت دشمنی آن به که نگویم چونست
دامن عصمت گل چون دردا ز صحبت خار
[...]
اشک از گرمی آه دل من گلگون است
طره آه من از سلسله مجنون است
سرو آورده خطی سبز ز دیوان قضا
کز جهان دست تهی قسمت هر موزون است
بیتو در بزم طرب بس که دلم محزون است
ساغر می به کفم آبلهٔ پرخون است
هرکه بیند به کفش، دستهٔ گل پندارد
بس که آیینه ز عکس رخ او گلگون است
قسمت ما به جهان غیر پریشانی نیست
[...]
کوه کن از طرفی، وز طرفی مجنون است
پر ز عشق است، اگر کوه و اگر هامون است
کیست، کو خانه خراب هوس دنیا نیست؟
یکی از خاک نشینان درش، قارون است
پیش پاکان، همه اقبال جهان ادبار است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.