گنجور

 
ابن یمین

گفتم دلا توئیکه همه عمر بوده ئی

بر مطلب و مقاصد خود کامران شده

رای تو در تفحص اسرار کاینات

بگذشته از مکان زبر لامکان شده

هنگام نظم گوهر شهوار خاطرت

چون ابر نوبهار جواهر فشان شده

گردون پیر بر تو اگر جست برتری

غالب بر او بقوت بخت جوان شده

هر گه که رای انور تو گشته آشکار

خورشید همچو ذره بسایه نهان شده

اکنون بگوی کز چه سبب در میان خلق

مردی بسان لطف و کرم بر کران شده

عقل از زبان دل نفسی زد براستی

سرمایه حیات چو آب روان شده

گفت آنهمه فضایل و آداب و علم و حلم

کم نیست بلکه بیشترک هم ازان شده

لیکن چه سود مایه من نیست جز هنر

وان نیز نفص اکثر اهل زمان شده

دارم مفرحی که ز ترکیب گوهرش

زو دل گرفته قوت و او قوت جان شده

ابن یمین بساغر تضمین چشاندت

کان حسب حال اوست بگیتی عیان شده

بازار فضل کاسد و سرمایه در تلف

نرخ متاع فاتر و سودش زیان شده

ما را هنر متاع و خریدار عیبجوی

ز آنست نام ما بجهان بی نشان شده

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سنایی

ای بنیت تو طعمهٔ صرف زمان شده

وی تربت تو سرمهٔ چشم روان شده

ای در سرای کسب خرامیده مردوار

از هفت خوان گذشته و در هشت خوان شده

از بی امل شدنت هنر بی عمل شده

[...]

وطواط

ای چهرهٔ تو رشک مه آسمان شده

یاقوت فام دو لب تو قوت جان شده

خلقی ز عشقت ، ای چو مه آسمان بحسن

سرگشته همچو دایرهٔ آسمان شده

از بهر خستن دل عشاق دردمند

[...]

قوامی رازی

ای خفته تو ز خواب گران سرگران شده

از راه باز مانده و کاروان شده

در کاروانسرای فنا عاجز و غریب

وز پیش چشم مملکت جاودان شده

بس کاهلی و بی تو نخواهد به هیچ وجه

[...]

خاقانی

ای در عجم سلالهٔ اصل کیان شده

وی در عرب زبیدهٔ اهل زمان شده

نی نی تو را زبیده نخوانم کز این قیاس

روی سخات در خوی خجلت نهان شده

ای صد زبیده پیش صف خادمان تو

[...]

سید حسن غزنوی

ای چون مسیح گوهر تو جمله جان شده

سجده کنان بصومعه آسمان شده

از علت کمال که بر تو ز چشم بد

ترسیده و هم ناقص و آخر همان شده

ای بی نظیر ساعد بوبکر پر هنر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه