ای نسیم صبحدم زانجا که لطف طبع تست
گرچه میدانم که هستی سخت سست و ناتوان
یک سحر بگذر ز بهر خاطر ابن یمین
بر جناب خسرو عادل امیر شه نشان
سرور گیتی شهاب دولت و دین بوالفتوح
آنکه زیبد خاک پایش تاج فرق فرقدان
آنکه باز همت او چون کند عزم شکار
کرکس گردون رباید چون کبوتر ز آشیان
چون بدانعالیجناب جنت آسا بگذری
عرضه دار اول زمین بوسم بعزت بعد از آن
گو رهی ز انعام عامت داشتی اسبی پیلتن
گفته ئی بودند او و رخش رستم توأمان
نرم رو بودی چو آب و تیزتک مانند باد
سم چون پولاد او بر خاک ره آتش فشان
گه شدی سوی بلندی چون دعای مستجاب
گه به پستی آمدی همچون قضای آسمان
بر مثال اسب شطرنج از بساط روزگار
طرح کردش چرخ بازیگر بحیلت ناگهان
وینزمان در پیش دارد بنده راهی آنچنانک
کش سر و پائی نمی بیند چو راه کهکشان
خاصه در فصلی که مرغابی ز سرما روز و شب
در هوای بابزن باشد بر آتش پر زنان
آنچنان راهی درینموسم که گفتم وصف آن
با دلی ازغم سبکسار و زمحنت سرگران
ای سوار عرصه مردی و رادی ذات تو
خود بگو آخر پیاده قطع کردن میتوان
تا ز دور چرخ گردان اشهب روز سپید
ادهم شب را بود پیوسته اندر پی دوان
ابلق توسن نهاد آسمان رام تو باد
بخت و دولت در رکاب و فتح و نصرت همعنان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نسیم صبحگاهی میخواهد که بر جانب خسرو عادل بگذرد و از او خواهد که به او توجه کند. شاعر به عظمت و قدرت خسرو اشاره میکند و آن را با صفات بلندی همچون افسانهای میسازد. همچنین، او به ویژگیهای یک اسب قوی و پرسرعت اشاره میکند و روند زندگی را به بازی شطرنج تشبیه میکند که گاهی انسان را به بلندی و گاهی به پستی میبرد. شاعر در این مسیر که شبیه به کهکشان است، از غم و سختیها صحبت میکند و در پایان به قدرت و نصرت خسرو اشاره میکند و او را به عنوان یک سوار عرصه مردی ستایش میکند.
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، از مکانهایی که به خاطر خوب بودن طبع تو میوزی، میدانم که تو هم بسیار ضعیف و ناتوان هستی.
هوش مصنوعی: یک صبح زود برای خاطر ابن یمین به ملاقات خسرو عادل، امیر شهر برو.
هوش مصنوعی: در دنیا، سرور و خوشبختی از آن کسی است که بوالفتوح نام دارد و توانسته است به دولت و دین دست یابد. او ارزش و مقامش چنان بالاست که خاک پای او نیز سزاوار تاج و تخت است.
هوش مصنوعی: کسی که عزمش برای رسیدن به هدفی بلند است، میتواند به راحتی به چیزهای بزرگ و باارزش دست یابد، مانند اینکه کبوتر از آشیان خود پرواز کند و به سمت خوشبختی برود.
هوش مصنوعی: زمانی که آن بزرگوار با شکوه مثل بهشت عبور کند، ابتدا دستانم را بر زمین میگذارم و بعد به احترام او درود میفرستم.
هوش مصنوعی: اگر تو راهی داشتی که به پاداش و معافیت عمومی برسی، پس باید باز هم اسبی نیرومند مانند رخش رستم را داشته باشی.
هوش مصنوعی: تو نرمی و لطافتی مانند آب، اما سرعتت به تندی باد است. مانند فولاد محکم هستی که بر زمین آتش میافشاند.
هوش مصنوعی: گاهی به اوج و موفقیت رسیدی، مانند دعای مستجاب که به سرعت اجابت میشود. و گاهی به پایین و ناامیدی افتادهای، مثل قضا و قدر که از آسمان نازل میشود.
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن یک اسب شطرنج اشاره دارد که در بازی زندگی، به طور ناگهانی تحت تأثیر چرخهای زمان و سرنوشت قرار میگیرد. نشان میدهد که گاهی اوقات زندگی به طور غیرمنتظره و با نیرنگهایی تغییر مسیر میدهد. انسانها ممکن است مانند مهرههای شطرنج، تحت تأثیر ارادهها و شرایط مختلف قرار گیرند.
هوش مصنوعی: این زمان، بنده راهی در پیش دارد که به قدری عمیق و وسیع است که مانند کهکشان، نه سرش را میبیند و نه پایش را، و در واقع در آن غرق شده است.
هوش مصنوعی: به طور خاص در فصلی که مرغابی به خاطر سرما، در تمام شبانهروز در هوای سرد و یخبندان فعالیت میکند و بر روی آتش نشسته است.
هوش مصنوعی: به قدری در این فصل اندوهگین و غمگین هستم که توصیف حال و روزم دشوار است. دلم از درد و رنج سنگین شده و نمیتوانم به آسانی از آن صحبت کنم.
هوش مصنوعی: ای مرد بزرگ و باصفات، تو خود بگو که آیا ممکن است کسی که در میدان مردانگی سوار است، با پای پیاده به راهی روشن برسد؟
هوش مصنوعی: از دور به نظر میرسد که چرخ گردان آسمان، روز را مانند اسبی سفید و شب را به رنگ سیاه و تیره در پی خود دارد و همواره این دو زمان را دنبال میکند.
هوش مصنوعی: اسب زیبا و رنگارنگ تو در آسمان قرار دارد، امیدوار باش که بخت و ثروت در کنار تو باشند و پیروزی و موفقیت همواره همراهت باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان
لشکرت همواره یافه، چون رمهٔ رفته شبان
چیست آن آبی چو آتش و آهنی چون پرنیان
بیروان تن پیکری پاکیزه چون بیتنْ روان
گر بجنبانیش آب است، ار بلرزانی درخش
ور بیندازیش تیر است، ار بدو یازی کمان
از خرد آگاه نه در مغز باشد چون خرد
[...]
بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان
تا گمان اندر یقین گم شد یقین اندر گمان
تا که میجستم ندیدم تا بدیدم گم شدم
گم شده گم کرده را هرگز کجا یابد نشان
در خیال من نیامد در یقینم هم نبود
[...]
سرو دیدستم که باشد رسته اندر بوستان
بوستان هرگز ندیدیم رسته بر سرو روان
بوستانی ساختی تو برسر سرو سهی
پر گل و پر لاله و پر نرگس و پر ارغوان
ای بهار خوبرویان چند حیلت کرده ای
[...]
خسروا جائی بهمت ساختی، جائی بلند
پر ز خوان خواهی کنونش کرد و خواهی پر سخوان
تیر تو مفتاح شد در کار فتح قلعه ها
تیر تو مومول شد در دیده های دیده بان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.