گنجور

 
ابن یمین

شرح جوری که من از دور قمر می‌بینم

با که گویم که جهان زیر و زبر می‌بینم

هر کجا می‌نگرم ناله و غم می‌بینم

هر که را می‌نگرم دیدهٔ تر می‌بینم

هر کجا بدگهری بود کنون همچو نگین

متمکن شده در خانه زر می‌بینم

اسب تازی شده مجروح به زیر پالان

طوق زرّین همه در گردنِ خر می‌بینم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیرخسرو دهلوی

حال خود باز بر آیین دگر می بینم

باز کار دل خود زیر و زبر می بینم

مبرید از پی من رنج که من روز به روز

روزگار دل شوریده بتر می بینم

آن پسر نازکنان می رود اندر ره من

[...]

طغرای مشهدی

ظلمت شام غم از نور سحر می بینم

روز خود را زشب خویش بتر می بینم

صغیر اصفهانی

این چه غوغاست که در ملک بشر می‌بینم

عالمی را همه پرخوف‌وخطر می‌بینم

همه را کینه‌به‌دل، فتنه‌به‌سر می‌بینم

این چه شور است که در دور قمر می‌بینم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه