نا کسانیکه درین دور حریفان تواند
هر یکی را چو صراحی سوی جامست نظر
خرده ئی گر ز تو بینند چه هشیار و چه مست
سرزنش را ببزرگانش رسانند خبر
در خمار ار شودت جان و جهان جمله بباد
نکند بر تو یکی با قدحی باده گذر
رو مسیحا نفسا زین خرکان روی بتاب
هم طویله نسزد عیسی مریم با خر
ابلق چرخ سزد مرکب تو همچو مسیح
خر خری لایق تو نیست خرا مبار مخر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی انتقاد از افرادی است که خود را در مقام رقیب میدانند و به دیگران نگاه میکنند. شاعر میگوید هرکس که به شما خرده بگیرد، صداش به بزرگان میرسد. اگرچه در حالتی مستی باشید، کسی به شما باده نمیدهد. شاعر به عیسی مسیح اشاره میکند و میگوید که او نباید با خرهایی که در اطراف او هستند، همنشینی کند، زیرا مقام او بسیار بالاتر از آن است. در پایان به این نکته اشاره میکند که اگرچه ممکن است شرایط دشواری پیش بیاید، اما نباید خود را به کثرات دنیا بسپاریم و باید به مقام والای خود توجه کنیم.
هوش مصنوعی: افرادی که در این زمان در کنار هم هستند، هر کدام باید به طرف دیگران نگاه کنند و مانند یک پیاله به هم مرتبط شوند.
هوش مصنوعی: اگر کسی از تو کم توجهی یا خطایی ببیند، چه بسا که هم دلسوز و هم بیخبر از حال تو باشد؛ در این صورت این ندا به بزرگترها میرسد تا مورد سرزنش قرار بگیری.
هوش مصنوعی: اگر جان و جهانی را به خاطر عشق و شوق از دست بدهی، هیچچیز نمیتواند بر تو اثر بگذارد، حتی یک جرعه شراب که از کنارت بگذرد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برخلاف انتظارات و آشفتگیهای ظاهری، انسانهای بزرگ و بااهمیت، باید در شرایط نامناسب نیز به بهترین شکل خود را نشان دهند. در اینجا به نوعی به تضاد بین مقام والای مسیح و شرایط زندگی معمولی اشاره میشود و اینکه حتی در مکانهای غیرمناسب هم، شخصیت واقعی افراد نمیتواند پنهان بماند.
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده که رنگینکمانی از چرخش تقدیر، مناسبِ مرکب تو است و مانند مسیح، خری که در اینجا به کار رفته، شایستهی تو نیست. بنابراین باید از داشتن خری که لایق تو نیست، دوری کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از خضاب من و از موی سیه کردن من
گر همی رنج خوری، بیش مخور، رنج مبر!
غرضم زو نه جوانی است؛ بترسم که زِ من
خردِ پیران جویند و نیابند مگر!
رمضان رفت و رهی دور گرفت اندر بر
خنک آن کو رمضان را بسزا برد بسر
بس گرامی بود این ماه ولیکن چکنم
رفتنی رفته به و روی نهاده بسفر
سبکی کرد و بهنگام سفر کرد و برفت
[...]
عید شاداب درختیست که تا سال دگر
از گل و میوۀ او بوی همی یابی و بر
بوی آن گل بترازد چو خرد کار دماغ
بر آن میوه بتازد چو خرد سوی جگر
زین گل و میوه همان به که یکی گیرد بار
[...]
دستهها بسته به شادی بر ما آمدهای؟
تا نشان آری ما را ز دل افروز بهار؟
ای دلارام و دل آشوب و دلاویز پسر
عهد کرده بوفا با من و نابرده بسر
غم عشق تو روانم بلب آورده بلب
درد هجر تو توانم بسر آورده بسر
شمنان چون تو ندیدند و نبینند صنم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.