ای نسیم صبحدم از راه لطف
خواجه یوسف را ز من پیغام بر
گو به درگاه تو آمد پیش ازین
بکر فکرم با هزارن زیب و فر
دولتی گوئی نبودش ز آن نشد
از کرامات قبولت بهره ور
بعد از آن بکری دگر پرورده ام
در شبستان هنر ز آن خوبتر
در بلاغت چون کمالی یافتست
وقت آن آمد که گردد جلوه گر
گر برون آید ز پرده خیزدش
خاطب از هر سو فزون از حد و مر
ز آن همی ترسم که ز آن خواهندگان
افتدش ناگاه ناجنسی بسر
من نیم در عهده آن بعد ازین
گر بزاید زو هزاران شور و شر
هان چه فرمائی چه می بینی صواب
کز شبستان آید آن دلبر بدر
عرضه کردم ز آنچه رویم مینمود
مصلحت زین پس توبه دانی دگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از یک شاعر عاشقانه معاصر بیانگر احساسات عمیق و نگرانیهای او درباره محبوبش است. شاعر از نسیم صبح خواهش میکند که پیامی برای یوسف (به عنوان نماد زیبایی و محبوب) برساند و میگوید که قبل از این نیز به درگاه محبوب رفته بود. او از زیباییهای فکری و هنری که به دست آورده سخن میگوید و نگران است که اگر این زیباییها آشکار شوند، ممکن است، کارهایی غیرمطلوب اتفاق بیفتد. شاعر در انتها از محبوبش میخواهد که راجع به این موضوع نظر دهد و تأکید میکند که دیگر نمیتواند مسئولیت عواقب این زیباییها را بر عهده بگیرد.
هوش مصنوعی: ای نسیم صبحگاهی، لطفاً از طرف من پیامی برای یوسف بیاور.
هوش مصنوعی: به درگاه تو آمدهام، پیش از این که ذهنم با هزاران زیبایی و جذابیت پر شود.
هوش مصنوعی: خودت را دست کم نگیر. اگر انتظار داری که دیگران به تو توجه کنند و از ویژگیهایت بهرهمند شوند، باید خودت نیز ارزشها و دستاوردهای خود را بشناسی و بپذیری.
هوش مصنوعی: پس از آن، دوباره توانستهام در محیط هنر کسی را تربیت کنم که از آن زیبای قبلی بهتر است.
هوش مصنوعی: زمانی که کسی در فن بیان و بلاغت به کمال و مهارت برسد، وقت آن رسیده است که خود را نشان دهد و استعدادهایش را بروز دهد.
هوش مصنوعی: اگر کسی از پرده بیرون بیاید و خود را نشان دهد، محبوبش از هر طرف به او توجه میکند و محبتش نسبت به او بیشتر خواهد شد.
هوش مصنوعی: من نگران این هستم که ناگهان چیزهای نامرغوب و بیکیفیت به دست افرادی برسد که خواهان آن هستند.
هوش مصنوعی: اگر بعد از این، او هزاران شور و شر به وجود آورد، من در این زمینه مسئولیتی نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: ای دلبر با جوانی چه میکنی و چه لذتی میبری، که از شبهای تاریک عطر و زیباییات میوزد؟
هوش مصنوعی: من آنچه را که در ظاهر نشان میدادم، به تو عرضه کردم و از این به بعد میفهمی که توبه کردن به چه معناست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هیچ شادی نیست اندر این جهان
برتر از دیدار روی دوستان
هیچ تلخی نیست بر دل تلخ تر
از فراق دوستان پر هنر
آشکوخد بر زمین هموار بر
همچنان چون بر زمین دشوارتر
ای شده با عزم تو مقرون ظفر
همت تو کرده از گردون گذر
نامه و نام ترا عالی محل
رایت و رأی ترا میمون اثر
با جلال تو بود گردون زمین
[...]
سیمبر یارم شد از من سیم بر
سیم یارم نی و یارم سیمبر
عاشق سیم ار بخواند وی مرا
من ورا معشوق دانم سیم بر
زان نگار سیمبر با من نماند
[...]
بت سرو قدی و سرو سمن بر
نگار سخن گوی و ماه سخن ور
قد و عارض توست شمشاد و لاله
لب و بوسه توست یاقوت و شکر
سرین تو و عشق من هست فربه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.