گنجور

 
ابن یمین

ای نسیم صبحدم از راه لطف

خواجه یوسف را ز من پیغام بر

گو به درگاه تو آمد پیش ازین

بکر فکرم با هزارن زیب و فر

دولتی گوئی نبودش ز آن نشد

از کرامات قبولت بهره ور

بعد از آن بکری دگر پرورده ام

در شبستان هنر ز آن خوبتر

در بلاغت چون کمالی یافتست

وقت آن آمد که گردد جلوه گر

گر برون آید ز پرده خیزدش

خاطب از هر سو فزون از حد و مر

ز آن همی ترسم که ز آن خواهندگان

افتدش ناگاه ناجنسی بسر

من نیم در عهده آن بعد ازین

گر بزاید زو هزاران شور و شر

هان چه فرمائی چه می بینی صواب

کز شبستان آید آن دلبر بدر

عرضه کردم ز آنچه رویم مینمود

مصلحت زین پس توبه دانی دگر

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رودکی

هیچ شادی نیست اندر این جهان

برتر از دیدار روی دوستان

هیچ تلخی نیست بر دل تلخ تر

از فراق دوستان پر هنر

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از رودکی
فرخی سیستانی

آشکوخد بر زمین هموار بر

همچنان چون بر زمین دشوارتر

وطواط

ای شده با عزم تو مقرون ظفر

همت تو کرده از گردون گذر

نامه و نام ترا عالی محل

رایت و رأی ترا میمون اثر

با جلال تو بود گردون زمین

[...]

سوزنی سمرقندی

سیمبر یارم شد از من سیم بر

سیم یارم نی و یارم سیمبر

عاشق سیم ار بخواند وی مرا

من ورا معشوق دانم سیم بر

زان نگار سیمبر با من نماند

[...]

ادیب صابر

بت سرو قدی و سرو سمن بر

نگار سخن گوی و ماه سخن ور

قد و عارض توست شمشاد و لاله

لب و بوسه توست یاقوت و شکر

سرین تو و عشق من هست فربه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه