گنجور

 
ابن یمین

نکند عمر خویشتن ضایع

هر که در عقل او قصوری نیست

هر چه او را جماد میشمرند

هیچش از نیک و بد شعوری نیست

آدمی نیز اگر بهرزه زید

همچنان از جماد دوری نیست

خواه گو باش او و خواه مباش

چون ازو ظلمتی و نوری نیست

سور باید شمرد شیون او

چون ازو شیونی و سوری نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
نظامی

در چنین گورخانه موری نیست

که برو داغ دست زوری نیست

هلالی جغتایی

تا نخوانی به دل سروری نیست

دیده را بی‌سوادی نوری نیست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه