جمعی اقاربم طمع خام بسته اند
در ملک ریزه ئی که بدانم تعیش است
زینگونه ناپسند کجا مرتکب شود
هرگز کسی که با خرد و رای وباهش است
اندوهناک و خشمگن است از طمع مدام
هر یک ازین گروه که گویا و خامش است
من قانعم هر آنچه مرا میدهد خدای
کارم از آن مدام نشاط است و رامش است
قانع همیشه خرم و طامع دژم بود
بار طمع مکش که گران سنگ و خرکش است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انتقاد از طمع و حرص اطرافیانش میپردازد که به دنبال چیزی هستند که نمیدانند ارزش واقعی آن چیست. او بیان میکند که افرادی که خرد و عقل دارند هرگز به چنین طمعی مبتلا نمیشوند و از این وضعیت خشمگین و غمگین هستند. شاعر خود راضی است به آنچه خداوند به او داده و زندگیاش پر از نشاط و آرامش است. او میگوید که قانع بودن باعث خوشحالی است، در حالی که طمع میتواند بار سنگینی بر دوش انسان بگذارد.
هوش مصنوعی: عدهای از نزدیکانم به امید چیزی کمارزش دست دراز کردهاند، درحالیکه میدانم زندگی آنجا را خوش نمیگذرانند.
هوش مصنوعی: هیچکس که دارای عقل و تدبیر باشد، هرگز مرتکب کارهای ناپسند و زشت نمیشود.
هوش مصنوعی: افسوس و خشم در دل هر یک از این گروه وجود دارد، گرچه برخی از آنها ظاهر را آرام و بیحاشیه نشان میدهند. این حس ناشی از طمع دائمی آنهاست.
هوش مصنوعی: من راضیام به هرآنچه خدا به من میدهد، زیرا همیشه از کارهای او شاد و خوشحالم.
هوش مصنوعی: کسی که همیشه راضی و قانع باشد، خوشحال و شاداب است، اما کسی که طمع و حریص باشد، همواره در اندوه و ناراحتی به سر میبرد. پس از طمع و آرزوهای فراوان دوری کن، زیرا این بار سنگینی بر دوش انسان میگذارد و زندگی را سخت میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در معرکه چو آتش و بهرام سرکش است
شاید که فخر تخمه بهرام و آرش است
چون عرصه زمین ز بهار آسمان وش است
عالم چو عیش او خوش و چون طبع او کش است
گیتی چو فرش باغ ز فرش منقش است
[...]
شادم زدل که عاشق آن زلف دلکش است
از عشق عشق اوست که با دل مرا خوش است
زلفین او کشم که سر زلف او مرا
دلبند و دلفریب و دلارام و دلکش است
طوفان زآب خیزد و تا عاشقم بر او
[...]
پای گریز نیست که گردون کمانکش است
جای فزاع نیست که گیتی مشوش است
ماویز در فلک که نه بس چرب مشرب است
برخیز از جهان که نه بس خوب مفرش است
چون مار ارقم است جهان گاه آزمون
[...]
ساقی بیار باده که ایام بس خوشست
امروز روز باده و خرگاه و آتش است
ساقی ظریف و باده لطیف و زمان شریف
مجلس چو چرخ روشن و دلدار، مَهوشاست
بشنو نوای نای کز آن نفخه بانواست
[...]
مشتاق روی دوست که حالش مشوش است
گر پابرهنه بر سر آتش رود خوش است
از سوختن گزند نباشد خلیل را
گر زان که شش جهات جهان جمله آتش است
چون تیر بی حجاب شوم در سرای دوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.