مرا که هست زبان تیغ آبدار سخن
گهر نما شد ازو در شاهوار سخن
رها نمیکند ایام ورنه بگشایم
بدستکاری فکرت گره ز کار سخن
مبارزان سخن چون صف جدال کنند
نخواندم خرد الا که شهسوار سخن
منم که خاطر من نو عروس معنی را
بگاه جلوه دهد زینت از نگار سخن
زمانه دست تعدی گشاد تا ز حسد
کند بر اهل هنر بسته رهگذار سخن
کراست زهره کزین پس بکارخانه فضل
طراز بر کشد از شعر بر شعار سخن
اگر نه تربیت خسرو زمان باشد
فرو شود بزمین آب خوشگوار سخن
سپهر حشمت و رفعت علاء دولت و دین
که گرد مرکز مدحش بود مدار سخن
محمد بن محمد که در ممالک فضل
ز فر مدحت او بینم اشتهار سخن
سخن که آن نه صفات کمال او باشد
سخنورانش نیارند در شمار سخن
بکارگاه طبیعت درون مهندس فکر
ببافت کسوت مدحش بپود و تار سخن
چو نای خامه مشکین زبانش نیشکری
نرست بر همه اطراف جویبار سخن
سپهر فضل شود پر کواکب دری
گهی کز آتش طبع افکند شرار سخن
بنفس نامیه گر بوی فضل او برسد
زبان سوسن ازو یابد اقتدار سخن
زهی رفیع محلی که نفس ناطقه را
گلی چو مدح تو نشکفت در بهار سخن
توئیکه زرگر فطرت زد است سکه مدح
بنام نیک تو بر زر یا عیار سخن
بدرگه تو که بازار گوهر هنر است
گشاد قافله سالار فضل بار سخن
کنون چو کلک تو معمار خطه هنر است
خراب می نشود بعد ازین دیار سخن
چو کلک تیز زبانت ادا کند سخنی
سزد که ناطقه جانها کند نثار سخن
گهی که موج زند بحر خاطر تو شود
کنار فضل پر از در شاهوار سخن
ز ابر دست تو بینم بخشگسال کرم
که میرود بقرار آب چشمه سار سخن
خدایگانا ابن یمین چو مادح تست
بیمن دولت تو دارد آن یسار سخن
که اهل فضا بدین شعر معترف گردند
که نیست همچو وی امروز کامکار سخن
همیشه تا ز لطافت عروس معنی را
بگاه جلوه نشانند در کنار سخن
عروس خوب رخ مدح در کنار تو باد
که در جهان چو توئی نیست خواستار سخن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در ستایش سخن و هنر شاعری سروده شده است. شاعر با زبانی تند و زیبا، به توصیف قدرت و زیبایی سخن پرداخته و از ویژگیهای خاص سخنوران و تأثیر سخن در روح و روان انسانها صحبت میکند. او به خصوص از شخصیتی به نام محمد بن محمد تمجید میکند و به او به عنوان الگوی کمال و هنر در سخن اشاره میکند. شاعر پیامدهای مثبت شعر را در زندگی مردم و اهمیت وجود سخنوران با استعداد را بررسی کرده و ابراز میکند که سخن، گوهری گرانبهاست که باید در دنیای هنر و ادب حفظ و ارجمند شمرده شود. در نهایت، شاعر بیان میکند که در هیچ کجای دنیا، مانند او کسی که بتواند به این زیبایی سخن بگوید پیدا نمیشود.
هوش مصنوعی: من که قدرت بیان و گفتگو را دارم، با تیغی از کلام شیرین و گرانبها سخن میگویم و این کلام به مانند جواهر درخشان است.
هوش مصنوعی: اگر ایام مرا رها کند، میتوانم با تامل و دقت، مشکلات کلام را حل کنم.
هوش مصنوعی: مبارزان کلام وقتی به گفتگو میپردازند، من چیزی جز حکمت نمیخوانم، مگر آنکه کسی با مهارت در فن بیان حاضر شود.
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که دلم مانند عروسی تازه به روزی زیبا و دلنواز، زیبایی دلنشینی از سخن را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: زمانه به خاطر حسادت، به هنرمندان آسیب میزند و مانع از بیان سخنان آنها میشود.
هوش مصنوعی: در این جمله اشاره به فردی است که دارای استعداد و توانایی کافی در زمینه شعر و سخنوری است و میتواند از هنرهای خود بهرهبرداری کند. به عبارت دیگر، این فرد با مهارت خود میتواند مفاهیم عمیقتر و زیباییهای بیشتری را از کلمات استخراج کند و آنها را به شکل مؤثر و تأثیرگذاری ارائه دهد.
هوش مصنوعی: اگر تربیت و آداب شاهانهای در کار نباشد، حتی بهترین سخنان هم به بیاهمیتی و فراموشی میرود.
هوش مصنوعی: آسمان عظمت و بلندی مقام او، مرکز ستایش و مدحش است که همه بحثها حول او میچرخند.
هوش مصنوعی: محمد بن محمد، که در سرزمینهای دانش و فضیلت، شهرت سخنوریاش را از اوج بلاغت میبینم.
هوش مصنوعی: اگر سخنی که گفته میشود، نشانههای کمال و فضیلت خداوند را نداشته باشد، سخنورانی که آن را بیان میکنند، نمیتوانند در زمرهی سخنوران بزرگ قرار گیرند.
هوش مصنوعی: در دل طبیعت، مهندس خیال و اندیشه، بافتهای از ستایش و سخن را بهوجود میآورد و آن را به نوعی لباس میزند.
هوش مصنوعی: نای خامه سیاه مانند نی است که در آن به زیبایی و شیرینی سخن میگوید و هیچ چیز نمیتواند او را از بیان کلامش بازدارد، مانند نیشکر که در کنار جویبار درختانش در حال رشد است.
هوش مصنوعی: آسمان پر از ستارههای فضیلت میشود و گاهی از آتش احساس، شعلههایی از کلام منتشر میکند.
هوش مصنوعی: اگر بوی علم و فضیلت او به جایی برسد، گل سوسن هم از او قدرت بیان پیدا میکند.
هوش مصنوعی: چه مکان بلند و والایی! جایی که گل مدح تو در بهار سخن، همچون نفس حقیقت در آن شکوفا شده است.
هوش مصنوعی: تو که به مانند یک زرگر، ویژگیهای خوب را به خوبی میسازی، شعر و سخن تو همانند سکهای است که با نام نیک تو ضرب شده است.
هوش مصنوعی: در مکان تو که محلی برای نمایش و فروش هنر است، رهبر کاروان دانش و بلاغت، بار سخنان ارزشمند را گشوده است.
هوش مصنوعی: اکنون که هنر تو به گونهای برجسته و زیبا در حال شکلگیری است، دیگر این سرزمین سخن خراب نخواهد شد.
هوش مصنوعی: وقتی که زبان تند تو صحبت میکند، باید سخنی بگوید که جانها را مجذوب کرده و از آن لذت ببرند.
هوش مصنوعی: گاه اوقات، زمانی که امواج احساسات به جوش میآیند، در کنار فضایل و زیباییهای کلامی که مانند الماس درخشان است، قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: از دستان تو میبینم که چطور کرم به آرامی و با نظم از آب چشمه به سمت باغ میرود.
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، چون تو را ستایشگر میدانم، با لطف و نعمت تو، آن کسانی که سخن را با مهارت بیان میکنند، بهرهمند خواهند شد.
هوش مصنوعی: کسانی که در زمینه شعر و ادبیات فعالیت میکنند، باید اعتراف کنند که هیچکس امروز به اندازه او در هنر سخنوری موفق نیست.
هوش مصنوعی: همیشه معانی نرم و زیبا مانند عروسی هستند که در کنار سخن به نمایش درمیآیند.
هوش مصنوعی: عروس زیبا و خوشچهره، مدح و ستایش در کنارهی تو باشد، چون در این دنیا هیچکس مانند تو نیست که بخواهد دربارهاش صحبت شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زهی گشوده ز طبع تو چشمه سار سخن
شکفته در چمن خاطرت بهار سخن
به گوش و گردن حوران فکر بر بسته
به رسم زیورشان دُرّ شاهوار سخن
پیاده ماند ز تو هر سخنور از پی آنک
[...]
ندیده صاحب معنی به روزگار سخن
غریب جز من افتاده در دیار سخن
زبان ز حرف بد و نیک آن چنان بستی
که گشته است عقیق تو مهردار سخن
چو چشم من به جمال تو گوش پارهٔ چرخ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.