گنجور

 
ابن حسام خوسفی

مرا درد تو دایم هم نشین است

غمت پیوسته با جانم قرین است

هوس دارم که در پای تو میرم

تمنای من از دولت همین است

نظر بر پسته تنگ تو دارم

که چشم من به غایت خرده بین است

عذار از دود آه من نگهدار

که آه سوزناکم آتشین است

خیالت بر سواد دیده من

انیس مردم دریا نشین است

نهفته گوشه چشمی به ما کن

که هر گوشه رقیبی در کمین است

سر ابن حسام و خاک کویت

که لطفش خوشتر از ماء معین است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
غزل شمارهٔ ۲۴ به خوانش حجت الاسلام حسینی امام جمعهٔ درمیان نقل از (کانال تلگرام ابن حسام خوسفی)
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
میبدی

چه چاره مر مرا بختم چنین است

ندانم چرخ را با من چه کین است؟

حکیم نزاری

بتی لاغر میان فربه سرین است

که از سودای او خلقی حزین است

چه گویم از میان او؟ که وصفش

برو ز اندیشه‌ی باریک‌بین است

قبای حسن شد بر قد او ختم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه