گنجور

 
ابن حسام خوسفی

دلم فریفتهٔ آن شمایل عربی‌ست

که شکل و شیوه او را هزار بوالعجبی‌ست

خیال لعل لبش در درون سینه من

چو باده در دل پر خون شیشهٔ حلبی‌ست

بکشت فتنهٔ چشمش مرا و می‌بینم

که همچنان نظرش سوی من به بولعجبی‌ست

مرید پیر مغانم که شیخ هر قومی

میان قوم چو اندر میان فرقه نبی‌ست

مخار پای دل رهروان به خار جفا

که این طریقهٔ بد راه و رسم بولهبی‌ست

مرو ز راه ادب تا بلندبخت شوی

که شوربختی مردم ز راه کم‌ادبی‌ست

کجاست بانی قصر ارم که ترکیبش

به قصر شاه کنون خشت شرفهٔ طنبی‌ست

ز جام لم یزلی جرعه‌ای به من دادند

مگوی مستی من ذوق بادهٔ عنبی‌ست

مکن ز گردش دوران شکایت ابن حسام

که عادت فلک دون‌پرست منقلبی‌ست

برو به آب قناعت بشوی دست طمع

که بیش حرمت مردم ز فرط کم‌طلبی‌ست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
غزل شمارهٔ ۲۳ به خوانش محمد ملکشاهی نقل از (کانال تلگرام ابن حسام خوسفی)
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
حافظ

اگر چه عرض هنر پیشِ یار بی‌ادبیست

زبان خموش، ولیکن دهان پُر از عربیست

پری نهفته رخ و دیو در کرشمهٔ حُسن

بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست

در این چمن گلِ بی خار کس نچید آری

[...]

قاسم انوار

طریق عشق سپردن طریق بوالعجبیست

نشان عشق نجستن نشان بی طلبیست

مگو که: عشق حرامست در طریقت شرع

که مست باده عشق اند اگر ولی و نبیست

شراب ما همه از خم لامکان آمد

[...]

نظام قاری

اگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست

زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست

ز اطلس فلکم پرده در طنبیست

بطاقچه مه و خور جام و کاسه حلبیست

بپرده شاهد کمخاو جلوه کرمیخک

[...]

نظیری نیشابوری

جزای حسن عمل در شریعت عربیست

به عرف عفو نکردن گناه بی ادبیست

سواد دل ز می سالخورده روشن کن

که عینک بصرش ز آبگینه حلبیست

قبول بی هنران ز التفات معشوق است

[...]

سلیم تهرانی

درین چمن هوس عیش، کیمیا طلبی ست

که خنده در دهن غنچه، موج تشنه لبی ست

شکنجه ای بتر از خارخار همت نیست

کرم به دست تهی چون جوانی و عزبی ست

ز فکر حشر عبث نیست گریه ی زاهد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه