دلم فریفتهٔ آن شمایل عربیست
که شکل و شیوه او را هزار بوالعجبیست
خیال لعل لبش در درون سینه من
چو باده در دل پر خون شیشهٔ حلبیست
بکشت فتنهٔ چشمش مرا و میبینم
که همچنان نظرش سوی من به بولعجبیست
مرید پیر مغانم که شیخ هر قومی
میان قوم چو اندر میان فرقه نبیست
مخار پای دل رهروان به خار جفا
که این طریقهٔ بد راه و رسم بولهبیست
مرو ز راه ادب تا بلندبخت شوی
که شوربختی مردم ز راه کمادبیست
کجاست بانی قصر ارم که ترکیبش
به قصر شاه کنون خشت شرفهٔ طنبیست
ز جام لم یزلی جرعهای به من دادند
مگوی مستی من ذوق بادهٔ عنبیست
مکن ز گردش دوران شکایت ابن حسام
که عادت فلک دونپرست منقلبیست
برو به آب قناعت بشوی دست طمع
که بیش حرمت مردم ز فرط کمطلبیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت یک دختر عرب اشاره میکند که دلش را تسخیر کرده است. او به وجدانی عمیق از عشق و جذابیتهای ظاهری و باطنی این دختر اشاره دارد و از تاثیر چشمان او بر خود سخن میگوید. شاعر همچنین به ارزشهای معنوی و پرهیز از بدکرداری تأکید میکند و میگوید که باید از راه ادبی و درست پیش برویم تا خوشبخت شویم. او از نظرهای مختلف و موقعیتهای اجتماعی سخن میگوید و در نهایت بر قناعت و دوری از طمع تأکید میکند، زیرا انسانی که با کمطلبی زندگی کند، بیشتر مورد احترام خواهد بود.
هوش مصنوعی: دل من مجذوب و شیدای آن چهرهی عربی است که زیبایی و ویژگیهای عجیب و غریبی دارد.
هوش مصنوعی: تصور زیبایی لبان او در دل من مانند شرابی است که در میان شیشهای حلبی موجود است، شرابی که به شدت پر از احساسات و دردهاست.
هوش مصنوعی: چشمش با زیباییهایش مرا مجروح کرد و حالا میبینم که با شگفتی هنوز به من نگاه میکند.
هوش مصنوعی: من پیرو کسی هستم که مانند یک عارف و مرشد است و در میان هر گروهی مانند پیامبری در میان پیروانش جایگاه ویژهای دارد.
هوش مصنوعی: دل را از آسیبها و سختیهای راه بیراه محافظت کن، زیرا این نوع سلوک و رفتار، به سرانجامی نیک نمیرسد و به بیراهه میکشاند.
هوش مصنوعی: از مسیر ادب خارج نشو تا به خوشبختی برسی، زیرا بدبختی افراد به خاطر کمl ادبیشان است.
هوش مصنوعی: کجاست آن کسی که قصر ارم را ساخته است؟ او حالا ترکیب این قصر را به قصر شاه تبدیل کرده و شرفهٔ آن انگار مثل یک طبقه زینتی است.
هوش مصنوعی: از جامی که همیشه حاضر است، جرعهای به من دادند. نباید بگویی که من به خاطر مستیام، شوق و لذت نوشیدن شراب را دارم.
هوش مصنوعی: از گردش زمان گلایه نکن، چون زمین و آسمان همواره در حال تغییر و دگرگونی هستند و این یکی از ویژگیهای طبیعی آنهاست.
هوش مصنوعی: به سراغ آب قناعت برو و دستت را از طمع بشوی، زیرا حرمت و尊ت مردم به خاطر کمطلبی و اندکی خواستنشان افزایش مییابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
اگر چه عرض هنر پیشِ یار بیادبیست
زبان خموش، ولیکن دهان پُر از عربیست
پری نهفته رخ و دیو در کرشمهٔ حُسن
بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست
در این چمن گلِ بی خار کس نچید آری
[...]
طریق عشق سپردن طریق بوالعجبیست
نشان عشق نجستن نشان بی طلبیست
مگو که: عشق حرامست در طریقت شرع
که مست باده عشق اند اگر ولی و نبیست
شراب ما همه از خم لامکان آمد
[...]
اگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست
زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست
ز اطلس فلکم پرده در طنبیست
بطاقچه مه و خور جام و کاسه حلبیست
بپرده شاهد کمخاو جلوه کرمیخک
[...]
جزای حسن عمل در شریعت عربیست
به عرف عفو نکردن گناه بی ادبیست
سواد دل ز می سالخورده روشن کن
که عینک بصرش ز آبگینه حلبیست
قبول بی هنران ز التفات معشوق است
[...]
درین چمن هوس عیش، کیمیا طلبی ست
که خنده در دهن غنچه، موج تشنه لبی ست
شکنجه ای بتر از خارخار همت نیست
کرم به دست تهی چون جوانی و عزبی ست
ز فکر حشر عبث نیست گریه ی زاهد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.