گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۶

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

ای قامت بلند تو عمر دراز من

محراب ابروی تو محل نماز من

هستم چو شمع شب همه شب در گداز و سوز

و آگه نیی ز گریه و سوز و گداز من

رازم به زیر پرده ز مردم نهفته بود

بر رو فکند اشک من از پرده راز من

گر قسمتم به کوی خرابات کرده اند

با قسمت ازل چه کند احتراز من

من کار خود چنان که بباید نساختم

باید که لطف دوست شود کارساز من

ای سرو خوش خرام بنه سرکشی ز سر

در ناز خود مبین و ببین در نیاز من

یا در کشم به دامن همت که عاقبت

سر بر کشد ز جیب حقیقت مجاز من

ابن حسام را چو محل پیش بار نیست

خیز ای نسیم و عرضه کن از من نیاز من

باشد به نیم جرعه کند کار من تمام

ساقی میر مجلس مسکین نواز من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام