بتا دیر آمدی وزودرفتی
چوآتش آمدی چون دودرفتی
مگر بخت من وعمر منی تو
که هم دیر آمدی هم زودرفتی
رود چون آب رود اشک از کنارم
ز چشمم تا چو آب رود رفتی
مگر گل بودی ای ماه دوهفته
که یک هفته نکرده بود رفتی
توئی ماه تمام ومن سیه شب
چرا ای ماه تا شب بود رفتی
نکو کردی که ازمهر آمدی باز
چه بد دیدی که خشم آلود رفتی
بلند اقبال جز اندوه و حسرت
ز دیدارت ندیده سودرفتی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره حسرت و اندوه عشق است. شاعر به بتا (محبوب) میگوید که دیر آمده و زود رفته است، مانند آتش که سریعاً دود میشود. او از بخت بدش مینالد که محبوب هم دیر میآید و هم زود میرود. شاعر اشکهایش را به مثابه جاری شدن رود میبیند و به زود رفتن محبوب مانند گل اشاره میکند که تنها یک هفته در زندگیاش باقی مانده است. او خود را شب سیاه و محبوب را ماه تمام میداند و از او درباره علت رفتنش سؤال میکند. در نهایت، شاعر به حسرت زندگیاش اشاره میکند که از دیدار محبوب سودی نبرده است.
هوش مصنوعی: عزیزم، تو دیر به من رسیدی و زود رفتی. مثل آتش که برمیخیزد و سپس مثل دود پراکنده میشود.
هوش مصنوعی: شاید تو قسمت و سرنوشت من و عمر من هستی که هم با تاخیر به زندگی من وارد شدی و هم خیلی زود از آن خارج شدی.
هوش مصنوعی: رود مثل آب، اشک از چشمانم سرازیر میشود، تا زمانی که تو مانند آب، از کنارم بروی.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است تو همچون گلی خوشبو بودی، ای ماه که تنها یک هفته از آمدنت گذشته بود و حالا رفتی؟
هوش مصنوعی: تو همچون ماهی کامل هستی و من در تاریکی شب. چرا ای ماه، زمانی که شب تمام شد رفتی؟
هوش مصنوعی: تو خوب عمل کردی که دوباره با محبت به من بازگشتی، اما نمیدانم چه چیزی باعث شد که با خشم و نارضایتی از پیش برگردی.
هوش مصنوعی: خوشبختی و کامیابی جز اندوه و حسرت از دیدن تو برایم هیچ چیز دیگری به ارمغان نیاورده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نمودی روی از من زود رفتی
چو آتش در زدی چون دود رفتی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.