در نافه از خطا مشک می زدبسی دم از بو
بو برد چون ز زلفت از شرم شد سیه رو
پیدا رخت به زلفت در سنبله است زهره
یا مه به برج عقرب یا شمس در ترازو
در آتش عذارت زلفت بود سمندر
از سوختن سیه شدهمچون پر پرستو
جنگ ار به مانداری داری ندانم از چیست
تیر وکمان و جوشن از ابرو ومژه ومو
جز چشم تو که کرده است صید دلم که دیده
در روزگار شیری گردد شکار آهو
دیدی که فتنه وشر بر پا شد ز هر سو
دادی به دست مستی خنجر ز چشم ابرو
تا درکنار گیرم شاید سهی قدت را
از آب چشمه چشم گردیده دامنم جو
گنج وصالت از رنج ما را به دست ناید
کاری مگر کند بخت ورنه نه زور وبازو
دوزخ مگر نباشد زآن گناهکاران
ای روبهشتی از چیست برمن نیفکنی خو
گوید که خواجه ماست الحق بلنداقبال
شعر مرا بخوانند گر بر مزار خواجو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و او را با صفات مختلف توصیف میکند. او از عطر مشک، زلف بلند و چهره زیبا صحبت میکند که باعث شرم و خجالت او شده است. شاعر همچنین از تأثیرات عشق و میل به معشوقهاش میگوید و احساسات تند و آتشین خود را نسبت به او بیان میکند. او به جنگ و جدل دل و احساساتش در برابر زیبایی معشوقهاش اشاره میکند و به این نکته میرسد که عشق و وصال او برایش بسیار دشوار و حتی غیر ممکن است. در نهایت، شاعر از خواننده میخواهد که شعرش را بخوانند و یاد وی را زنده نگه دارند.
هوش مصنوعی: در گیسوی تو، بوی مشک پخش میشود و هر بار که این بوی خوش به مشام میرسد، دلم شاد میشود. اما وقتی از زلفت خجالت میکشم، چهرهام سیاه میشود.
هوش مصنوعی: لباس تو در میان سنبلهها نمایان است، آیا زهره یا ماه در برج عقرب قرار دارد یا خورشید در ترازوی آسمان؟
هوش مصنوعی: در آتش دلسوزی که از زلف تو ناشی میشود، مانند سمندری که از سوختن، رنگش سیاه شده، من نیز مانند پر پرندهای در آتش عشق تو سوختهام.
هوش مصنوعی: اگر جنگی در دل داری، نمیدانم این احساس چیست. تیر و کمان و زره تو، از ابرو و مژه و مو تو ساخته شده است.
هوش مصنوعی: جز چشمان تو، که دل مرا به دام انداختهاند، چه کسی میتواند در این دنیا، شکار آهو شود و شیر گردد.
هوش مصنوعی: دیدی که چگونه هر سو فتنه و آشوب به راه افتاد؟ تو در اینجا به چشم و ابرو مینگری و به دست مستی، خنجر میدهی.
هوش مصنوعی: من به کنار تو میرویم تا شاید دامانم از آب چشمه چشمانت پر شود و زیبایی و قامت بلندت را در آغوش بگیرم.
هوش مصنوعی: به دست آوردن گنج عشق و وصال نیازمند تلاش و رنج ماست، اما اگر شانس و اقبال یاری نکنند، هیچ تلاشی و قدرتی نمیتواند ما را به هدف برساند.
هوش مصنوعی: آیا جهنم وجود ندارد که از گناهکاران پر است؟ ای کسی که به بهشت میروی، چرا بر من گناه نمیکنی؟
هوش مصنوعی: او میگوید که شخصیت برجسته ما، شاعر ما، باید شعر مرا بر مزار خواجو بخواند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقی به آبگینه بغداد در فکند
یاقوت رنگ باده خوشخوار مشکبو
گویی که پیش عاشق، معشوق مهربانش
بگریست، اوفتاد به رخسارش اشک او
از دل برآورید دم سرد و آه گرم
[...]
در حلقه بتان است سر حلقه آن پری رو
در گوش حلقه زر بر دوش حلقه مو
زلفش گزنده عقرب کاکل کشنده افعی
قامت چمنده شمشاد نرگس جهنده آهو
لعل تو نقل و باده حرف تو تلخ و شیرین
[...]
ماییم و گفتن شعر، در وصف آن گلِ رو
بر وزن مصرع زلف، در بحر بیت ابرو
سیر از قدح چه سان گشت، در یک دو روز نرگس؟
دل می کشد به ساغر، سبز است تا لب جو
در شیوه رمیدن، وحشی نگاه او را
[...]
از قامت بلندت قمری به لحن کوکو
در پیچ و تاب سنبل زان حلقه دو گیسو
مستانه گر خرامی از ناز در گلستان
غوغا و فتنه خیزد از طاق چرخ مینو
در بوستان خوبی موزونقدان بدیدم
[...]
در باغ تولیت دوش بودم روان به هرسو
آشفته و نظرباز، دیوانه و غزلگو
دیدم به شوخی آنجا افکنده شور و غوغا
عاشقکشانِ زیبا گلچهرگانِ مهرو
قومی به عشوه ماهر جمعی به چهره باهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.