چشمه حیوان من شد لب جانان من
شد لب جانان من چشمه حیوان من
شد رخ جانان من شمع شبستان من
شمع شبستان من شد رخ جانان من
برد دل وجان من از نگهی چشم تو
از نگهی چشم تو برد دل و جان من
سنبل وریحان من گشت خط وزلف تو
گشت خط وزلف تو سنبل و ریحان من
گوهر ومرجان من شد لب ودندان تو
شد لب ودندان توگوهر ومرجان من
شد مه تابان من روی تو در چرخ حسن
روی تو درچرخ حسن شد مه تابان من
پر شده دامان من بی تو ز خون جگر
بی تو ز خون جگر پر شده دامان من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عشق عمیق شاعر نسبت به محبوبش پرداخته است. شاعر از ویژگیهای محبوبش مانند لبها، چهره، و چشمهایش یاد میکند و آنها را به عناصر طبیعی و زیبا چون چشمه، شمع، سنبل و مرجان تشبیه میکند. همچنین، بیان میکند که نبود محبوبش بر او اثر عمیقی گذاشته و دامنش پر شده از غم و اندوه. این شعر نشاندهنده احساسات عاشقانه و عاطفی شدید شاعر است.
هوش مصنوعی: چشمه وجودم به وعده جانانم تبدیل شد. وجود من، همان جانانم است.
هوش مصنوعی: چهره معشوق من مانند شمعی است در دل شب، که روشنایی و زیبایی او فضای اطراف را درخشان میکند.
هوش مصنوعی: چشم تو به قدری جذاب است که دل و جان من را میبرد و تحت تاثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: گل و گیاه من به خاطر خط تو شده است و خط تو به خاطر زلف من به گل و گیاه تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: دندانها و لبهای تو برای من همانند گوهر و مرجان ارزشمند هستند.
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو مانند ماهی درخشان است که در آسمان وجود دارد و روشنیاش منبع نور و زیبایی من شده است.
هوش مصنوعی: غیر از تو، دل من از غم و اندوه و درد پر شده است. حسرت و اندوهی عمیق در وجودم حس میکنم که نمیتوانم آن را پنهان کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من
زلف تو درهم شکست توبه و پیمان من
بیتو دل و جان من سیر شد از جان و دل
جان و دل من تویی، ای دل و ای جان من
چون گهر اشک من راه نظر چست بست
[...]
باد صبا هر نفس تازه کند جان من
کز نفسش می دمد بوی گلستان من
بس که به سر بر زدم دست به زاری نماند
بلبل شوریده را طاقت دستان من
فصل ریاحین و من حبس به زندان تن
[...]
دلبر و جانان من برد دل و جان من
برد دل و جان من دلبر و جانان من
از لب جانان من زنده شود جان من
زنده شود جان من از لب جانان من
روضه ی رضوان من خاک سر کوی دوست
[...]
دور شد از یکدگر دور ز جانان من
جان من از جسم من جسم من از جان من
داغ تو و درد تو هست مرا خوش که هست
مرهم من داغ تو درد تو درمان من
از غم دلبر دلم خون شد و آن خون همه
[...]
ای صنم نازنین، ناز تو بر جان من
وِی بتِ مهرآفرین ، کفرِ تو ایمانِ من
گر تو فرستیم زهر، ور تو پسندیم درد،
زهر تو تریاق دل، درد تو درمان من
آتش لعلت که هست، آب حیات رقیب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.