گنجور

 
بلند اقبال

ز آب چشم از بسکه روز و شب زمین را تر کنم

مشت خاکی دست ندهد کز غمت بر سر کنم

کاسه چشم است وافغان دل وخون جگر

بی تو گر مطرب طلب یا باده در ساغر کنم

گشته ام درانتظار از بس ز وصلت ناامید

کافرم گر چون دل آئی در برم باور کنم

خون شودبی شک چو اول روز کاندر نافه بود

وصف زلفت را اگر در پیش مشک تر کنم

از سیاهی چون محک زلفت چو آید در نظر

تا بدوسایم رخی رخ را به زردی زرکنم

شعر من آشفته دیوانم پریشان شد زبس

شرح مشکین طره ات را ثبت دردفتر کنم

پیش سرو قامتت نه نامی از طوبی برم

با می لعل لبت نه یادی از کوثر کنم

آسمان را رشکها از دامنم باشد به دل

دامنم را شب ز اشک از بسکه پراختر کنم

زهره اندر چرخ با یاران خود می گفت دوش

از بلنداقبال کوشعری که تا از برکنم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حافظ

من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم

محتسب داند که من این کارها کمتر کنم

من که عیبِ توبه‌کاران کرده باشم بارها

توبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم

عشق دردانه‌ست و من غَوّاص و دریا میکده

[...]

نظام قاری

من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم

محتسب داند که من کاری چنین کمتر کنم

ایخوش آنساعت که صوفی موجزن در بر کنم

فخر بر جمله قدک پوشان بحرو برکنم

چند ازین رو جامه گردانم بدان روی دگر

[...]

امیرعلیشیر نوایی

در خرابات ار شبی میل قدح کمتر کنم

عذر آن را روزها اندر سر ساغر کنم

خواهم از داغ جفا وز زخم گردون لاله‌وار

خاک و خون بر سر کنم وز خاک و خون سر بر کنم

تا که در آتشگه دیر مغانم شعله‌سان

[...]

نظیری نیشابوری

چند در دل آرزو را خاک غم بر سر کنم

آتشی را تا به کی در زیر خاکستر کنم

چند بینم خواری و در سینه دزدم تیر آه

شعله را تا کی نگهبانی به بال و پر کنم

زاریم گویا اثر دارد که امشب بر درش

[...]

قدسی مشهدی

کی به غیر از دیدنش اندیشه دیگر کنم

چون نظر هرجا شوم گم، سر ز مژگان بر کنم

حال دل خاطرنشان او کنم روز وصال

گر دهد نظاره‌ام فرصت که چشمی تر کنم

چون خیال عافیت بندم، بسوزم خویش را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه