ای نگار سیم تن ای بی وفای سنگدل
چون دهان خود مرا تا چند داری تنگدل
ای می لعل لبت زنگ دل ما را ببر
زآنکه افتاده است از هجرت مرا در زنگ دل
از نگاهی آهوی چشم تو از چنگش برد
گر ببیند شیر گردون را بود در چنگ دل
من بر آن بودم که دیگر دل به کس ندهم ولی
بردناگه از کفم آن ترک شوخ و شنگ دل
چون بلنداقبال گردد درجهان آسوده حال
هر که را آسوده گشت از فکرنام وننگ دل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به محبوبش که او را با صفات زیبایی و سختی توصیف میکند، میگوید که چگونه سختیهای جدایی و بیوفایی او بر دلش فشار میآورد. او از زیبایی لبهای محبوب صحبت میکند و میخواهد که این زیبایی زنگ دل او را برطرف کند. شاعر همچنین اشاره میکند که اگر عشق و نگهداشتن دل به کسی را که در نظرش جذاب نیست، به پایان رساند، از دست رفتن دلش به دست محبوبی دیگر او را غمگین میکند. در نهایت، شاعر به آرامش در زندگی و دوری از دغدغههای نام و ننگ اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای محبوب زیبای من، ای سنگدل و بی وفا، چرا تا این حد مرا در تنگنا قرار دادهای؟
هوش مصنوعی: ای شراب سرخ لب تو، غم دل ما را ببر، زیرا هجرت و دوری تو، دلم را به زنگ و درد کشانده است.
هوش مصنوعی: اگر آهو چشم تو را ببیند، از دست شیر قدرتمند آسمان فرار میکند، چون شیری که دل را در دست دارد، او را میگیرد.
هوش مصنوعی: من تصمیم داشتم که دیگر هیچکس را دوست نداشته باشم، اما ناگهان آن دختر بازیگوش و دلربا دل من را از دستم گرفت.
هوش مصنوعی: وقتی کسی در زندگی موفق و خوشبخت میشود و از آرامش برخوردار است، میتواند از دغدغهها و نگرانیهای مربوط به شهرت و بدنامی رها شود و زندگی خود را بدون فشارهای فکری گذراند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.