ای ترک من ای آفت دین ودل وفرهنگ
برخیز وبده باده و بیشین وبزن چنگ
چون زلف پریشان توافتم زچه در تاب
چون تنگ دهان تونشینم ز چه دلتنگ
از مژه سنان داری وشمشیر ز ابرو
آرم سپر از سینه تو داری به من ار جنگ
در زلف تو چین دیدم ودارم عجب از این
چون شد که چنین چین شده با پادشه زنگ
معشوق منی از چه نشینی بر اغیار
سیمین بدنی حیف که داری دلی از سنگ
زلف تو چرا بی ادبی می کنداین سان
پیوسته همی بر سر و روی تو زندچنگ
اقبال بلند است کسی را که به عشقت
نه درپی نام است ونه پروا کند از ننگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی عشق و زیبایی معشوق پرداخته است. شاعر به معشوق خود، که نماد درد و زیبایی است، خطاب میکند و از او میخواهد که برخیزد و با شادی و نوازش روحش را شاد کند. او به زیباییهای زلف و چهره معشوق اشاره میکند و به تضاد بین زیباییهای ظاهری و سردی دل معشوق میپردازد. شاعر به عشق و علاقهاش به معشوق تأکید میکند و بیان میکند که در این عشق نه به نام و شهرت فکر میکند و نه از ننگی میترسد. در کل، شعر ترکیبی از عشق، زیبایی و درد را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ای دوست من، ای زیبای دل و دین، برخیز و شراب بده تا با هم بنشینیم و با موسیقی زندگی را جشن بگیریم.
هوش مصنوعی: وقتی با حالت پریشان موهایت مواجه میشوم، نمیدانم چرا مانند تاریکی و تنگنایی در دل احساس ناراحتی میکنم.
هوش مصنوعی: با چشمان زیبایت مانند شمشیری، به من حمله میکنی. من نیز از ابروهایت سپر درست میکنم و اگر جنگی در کار باشد، از دل تو به من حمله میکنی.
هوش مصنوعی: در موهای تو قفل و چینهایی را میبینم و برایم عجیب است که چگونه این چینها با پادشاه زنگی (محبوب) اینگونه درهم شده است.
هوش مصنوعی: عزیز من، چرا به دیگران نگاه میکنی در حالی که زیباییات بینظیر است؟ چه افسوس که قلبی سرد و سنگی داری.
هوش مصنوعی: چرا زلف تو اینقدر بیادب شده و مدام به صورت و سر تو میخورد و چنگ میاندازد؟
هوش مصنوعی: کسی که به عشق تو مشغول است، نه به دنبال شهرت و نام و نشان است و نه نگران عیب و ننگ میباشد، از بلندای مقام و شخصیت برخوردار است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا کی بود این شوخی و تاکی بود این جنگ
زین شوخی و زین جنگ نگردد دل من تنگ
صلحست مرابا تو و بامن نکنی صلح
جنگست ترا با من و با تو نکنم جنگ
سنگست دلت مهر بر او تابان گه گه
[...]
ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ
روی تو کرده لاله و گل را خجل به رنگ
ز ابروی گوشه گیر به زه کرده ای کمان
بر جان عاشق از مژه کج کرده ای خدنگ
بخت منی و طالع من، چون کنی فرار
[...]
گر سنگ زدی بر من و آسوده دل تنگ
چون دل طپد از شوق تو بر سینه زنم سنگ
چون مور نیارم شدن از ضعف ولیکن
پر رویدم آنگه که کنم سوی تو آهنگ
شبها که فتد بر رخت از شمع فروغی
[...]
ای آنکه زدی بر قدح، امروز مرا سنگ
فرداست درین راه، کند پای تو را لنگ
در رهگذر بال فشانان مفکن دام
ترسم که تو را سخت فشارد، قفس تنگ
ناهید که در بزم شهود آمده با چنگ
بربط زده بر سنگ
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.