بر دلم خورده تیر مژگانش
نبرم جان ز زخم پیکانش
خویش را یوسف افکند در چاه
گر ببیند چه زنخدانش
خوار گردد به چشم بلبل گل
گذر افتد اگر به بستانش
کرده ثابت که هست جوهر فرد
وز دهانش شده است برهانش
چه عجب گر ببرده از من دل
رخ مانند ماه تابانش
که رخش را ببیند ار سلمان
رود از دست دین و ایمانش
نرسد دست کس به دامانم
دست من گر رسد به دامانش
لب گشودی به پیش غنچه مگر
کز غمت خاک شد گریبانش
با وجود توام تمنا نیست
به بهشت وبه حور و غلمانش
آنکه باشد اسیر عشق بتی
همه عالم بود چو زندانش
خون دل بسکه ریزم از دیده
کهربایم بشد چومرجانش
آنکه چون من بود بلند اقبال
سر چوگو برده پیش چوگانش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او تیر محبت و جذبه معشوق را به مانند پیکانی میداند که به دلش اصابت کرده و زخم آن را احساس میکند. شاعر، معشوق را به یوسف تشبیه میکند که به چاه افتاده و به قد و جمال او مینگرد. او اشاره میکند که چقدر معشوق بر دل و جانش تسلط دارد و در غم فراق او لباس خاکی شده است. شاعر به شدت برای معشوق اشتیاق دارد و بر این باور است که هیچ چیز دیگری برایش مهم نیست جز عشق او، حتی بهشت و نعمتهای آن. او به حالت عاشقانه و سرگردانی خود در عشق اشاره میکند و در نهایت، بر حسرت و درد عمیق ناشی از این عشق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: چشمهایش مانند تیر به دل من اصابت کردهاند و از درد زخم عشق او نمیتوانم جانم را حفظ کنم.
هوش مصنوعی: اگر کسی زیبایی و جذابیت خود را مشاهده کند، ممکن است برای آنکه دیگران از او دور شوند، خود را در درد و رنج بیندازد.
هوش مصنوعی: اگر بلبل به باغی که گلهایش را دوست دارد، نگاهی کند و ببیند که گلها پژمرده و بیارزش شدهاند، آنگاه او نیز به ویرانی و زوال آن گلها حسرت میخورد.
هوش مصنوعی: جواهر فرد به خوبی نمایان شده و دلیل و برهان او از دهانش بیرون آمده است.
هوش مصنوعی: چقدر عجیب است اگر دل من را با چهره زیبایش که همچون ماه میدرخشد، برباید.
هوش مصنوعی: اگر سلمان به دیدن رخش برود، از دین و ایمانش دست میکشد.
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند به من نزدیک شود، من نیز اگر به کسی نزدیک شوم، دست او را خواهم گرفت.
هوش مصنوعی: لبهای خود را به روی غنچه باز کردی، ولی آیا میدانی که به خاطر غم تو، گریبانش خاکی شد؟
هوش مصنوعی: وجود تو برایم به اندازهای ارزشمند است که دیگر بهشت و نعمتهای آن برایم اهمیتی ندارد.
هوش مصنوعی: کسی که به عشق یک بت گرفتار باشد، تمام دنیا برای او مانند زندانی است.
هوش مصنوعی: به خاطر اندوه و غم عمیقی که در دل دارم، اشکهای بیپایانم به مانند رنگ کهربا به زمین میریزد، گویی جانم به خاطر این درد از دست رفته است.
هوش مصنوعی: کسی که مانند من خوش شانسی دارد، سرش را به نشانه احترام در مقابل چمنبازان پایین میآورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غیرت حق گرفت دامانش
ریسمان شد زه گریبانش
کی رها می کنند خصمانش
که وزد باد بر گریبانش
آنچنان کن ز دیو پنهانش
که نبیند مگر سلیمانش
زینهار از دهان خندانش
و آتش لعل و آب دندانش
مگر آن دایه کاین صنم پرورد
شهد بودهست شیر پستانش
باغبان گر ببیند این رفتار
[...]
دشمن آدم است بچگانش
کو کسی کو نشد پریانش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.