دست بر گیسو چودلبر می زند
هر که بینی پا به عنبر می زند
چنگ بر دل می زند زلفش چنانک
پنجه شاهین بر کبوتر می زند
ترک چشم مست خونریزش مدام
بر دلم از مژه خنجر می زند
نام مژگانش چوآرم برزبان
هر سوموئیم نشتر می زند
از لب و دندان تعالی ماه من
طعنه بر یاقوت وگوهر می زند
چشم وچهر من هم اندر عشق او
این فشاند سیم وآن زر می زند
گر بت من پرده برگیرد ز رخ
آزر اندر جان آذر می زند
بلکه بنویسد بلنداقبال اگر
وصف او آتش به دفتر می زند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند. او توصیف میکند که معشوق با گیسوی خود دل ها را میرباید و زلفش مانند پنجه شاهین بر دلهای بیدفاع میتازد. چشمان او خونریزی میکنند و با هر نگاهی زخم بر دل میزنند. نام چشمانش به زیبایی بر زبان جاری میشود و لبهایش به سنگینی یاقوت و جواهرات توصیف میشود. در نهایت، شاعر ابراز میکند که اگر معشوق روبهروی او قرار گیرد، آتش عشق او میتواند حس و حال مستقیمی بر جانش بگذارد. به طور کلی، این شعر تجلی عشق و زیبایی معشوق است که هر بار با توصیفهای شاعرانه او را ستایش میکند.
هوش مصنوعی: هر کس که موی معشوق را میچسبد و با دل شیدایش بازی میکند، بر زمین نرم و خوشبو مانند عطر قدم میزند.
هوش مصنوعی: زلف او بر دل آدمی اثر عمیق و سختی میگذارد، همانطور که پنجهی شاهین به شدت و بدون رحمت بر کبوتر میافتد.
هوش مصنوعی: مژههای چشمان زیبای معشوق همچون خنجر بر دل من ضربه میزند و این حسرت و درد همیشگی است که از نگاه مسموم او بر دلم وارد میشود.
هوش مصنوعی: وقتی نام مژگانش را بر زبان میآورم، مانند تیزی چاقو به من ضربه میزند.
هوش مصنوعی: لب و دندان ماه من به قدری زیبا و دلرباست که بر زیبایی یاقوت و گوهر حسادت میورزد.
هوش مصنوعی: چشم و صورت من به عشق او اینگونه میدرخشد، یکی مانند نقره و دیگری مانند طلا.
هوش مصنوعی: اگر معشوق من پرده را از چهره خود بردارد، آتش عشق در جانم شعلهور میشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد ویژگیهای او را بنویسد، باید با شور و شوقی مشابه آتش در دلش، آن را بر صفحه کاغذ بنویسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکرا عشقت به هم برمیزند
عاقبت چون حلقه بر در میزند
طالعی داری که از دست غمت
هرکرا دستیست بر سر میزند
در هوای تو ملک پر بفکند
[...]
مرغ گردون در رهش پر میزند
بر درش چون حلقهای سر میزند
آفتاب از کوه سر بر میزند
ماهروی انگشت بر در میزند
آن کمانابرو که تیر غمزهاش
هر زمانی صید دیگر میزند
دست و ساعد میکُشد درویش را
[...]
دل چو دم از عشق دلبر میزند
پشت پا بر بحر و بر برمیزند
در خرابات فنا جام بقا
شادی ساقی کوثر میزند
عشق میگوید دل و دلبر یکی است
[...]
گریه دارد،دست بر سر می زند
آتش اندر چرخ واختر می زند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.