به سویت از چه ز محراب می کند رو را
مگر به شیخ نمودی تو طاق ابرو را
چونیشکر ز قدم تا به فرق شیرینی
بگوئی ار همه تلخ وترش کنی رو را
مه است منخسف است آفتاب منکسف است
ویا حجاب به رخسار کرده ای مورا
کنی اسیر دل خسته را به چنگل زلف
چنانکه صید کند شاهباز تیهو را
مگر نه دوزخ از آن گناهکاران است
به من ز چیست ندانم نیفکنی خو را
مگر نه خال تو جا کرده برلب کوثر
که گفت ره نبود در بهشت هندو را
کسان که پند من از عشق دوست میگویند
چومن به چشم حقیقت ندیده اند او را
گرفته ز ابرو ومژگان ز چیست تیر وکمان
خود او اسیر کند از نگاهی آهو را
بدین روش که سراید غزل بلند اقبال
روا بود که بشویند شعر خواجو را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود مینگرد و از زیباییهای او میگوید. او توصیف میکند که معشوق با ابروهای افسونکنندهاش، دل او را اسیر کرده و به او آرامشی نمیبخشد. شاعر از تضادها و شیرینیهای عشق سخن میگوید و به دل خستهاش اشاره میکند که در چنگال زلف معشوق گرفتار است. او همچنین به بهشت و دوزخ و گناه اشاره میکند و از حالتی ناامیدانه در جستوجوی عشق واقعی خبر میدهد. شعر به زیبایی تصویری از عشق، جذابیت و دردهای آن را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: به سوی تو از کجا میتوانم روی خود را برگردانم، مگر اینکه ابروهای تو را به شیخ نشان دادی؟
هوش مصنوعی: اگر شیرینی را از ابتدا تا انتها، از قدم تا سر، بررسی کنی، حتی اگر همه چیز تلخ و ترش باشد، میتوانی طعم شیرینی را بگویی.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به وضعیتی اشاره میکند که در آن نور و زیبایی محو شده است. گویا ماه در حال کسوف است و خورشید نیز کمنور به نظر میرسد. این شرایط به نوعی به وجود حجاب یا پوششی بر چهره زیبای محبوب اشاره دارد که باعث شده است جمال او کمتر دیده شود. در واقع، شاعر از این وضعیت احساس ناراحتی و دلتنگی میکند.
هوش مصنوعی: تو با زلفهای خود آنقدر مجذوبکنندهای که میتوانی دلهای شکسته را به دام بیاندازی، مثل اینکه شاهباز، تیهو را صید میکند.
هوش مصنوعی: آیا دوزخ برای گناهکاران نیست؟ نمیدانم چرا تو خود را در آنجا نمیبیند.
هوش مصنوعی: آیا نمیدانید که اثر زیبای تو بر لب کوثر نشسته است، به گونهای که بیانگر این است که در بهشت هندو راهی وجود ندارد؟
هوش مصنوعی: کسانی که در مورد عشق به دوست، نصیحت من را بیان میکنند، هرگز حقیقت واقعی او را درک نکردهاند.
هوش مصنوعی: چهره زیبا و جذاب او به گونهای است که مثل تیر و کمان میتواند دل هر کسی را شکار کند و با یک نگاه، حتی آهو را هم به تسخیر خود درآورد.
هوش مصنوعی: به این شیوه که غزل زیبایی سروده میشود، شایسته است که شعر خواجو را نیز پاک کنند و دوباره بگویند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شه صدور و خداوند من شهاب الدین
توئی که محض وفائی مر این وفاجو را
به صدق دعوت در قحط سال جود و سخا
محل صدق و وفائی مر این دعاگو را
ز کوی لطف و به حکم کرم ز روی جواب
[...]
به زیر طاق دو ابرو ساحرند او را
که کرده اند مسخر عموم اردو را
مرا به خیره ملامت چی می کند بد گوی
چگونه دوست ندارند روی نیکو را
به سیل دیده ی من بنگرید اگر خواهید
[...]
بس است تیغ تغافل من بلاجو را
مکن به خون من آلوده تیغ ابرو را
کجاست جاذبه طالع سلیمانی؟
که آورد به سرای من آن پریرو را
چو داغ لاله به خون کعبه غوطه زد آن روز
[...]
جهان کهنه چو نو کرد عادت و خو را
به قبله ی عربی آورد عجم رو را
شفیع روز قیامت، محمد مرسل
که قبله گاه جهان کرده طاق ابرو را
شهی که کرده ز درویشی و تهیدستی
[...]
بهگلشنیکه دهم عرض شوخی او را
تحیرآینهٔ رنگ میکند بو را
خموشگشتم و اسرار عشق پنهان نیست
کسی چه چارهکند حیرت سخنگو را
سربریدههماینجا چوشمع بیخواباست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.