لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
بیدل دهلوی

فنا مثالم و آیینهٔ بقا اینجاست

کجا روم ز در دل که مدعا اینجاست

جبین متاعم و دکان سجده‌ای دارم

تو نیز خاک شو، ای جستجو که جا اینجاست

به‌ گردی از ره او گر رسی مشو غافل

که التفات نگه‌های سرمه‌سا اینجاست

خیال مایل بی‌رنگی و جهان همه رنگ

چو غنچه محو دلم بوی آشنا اینجاست

ز گرد هستی اگر پاک گشته‌ای خوش باش

که حسن جلوه‌فروش است تا صفا اینجاست

کسی نداد نشان ازکمال شوکت عجز

جز اینقدرکه همه سرکشی دو تا اینجاست

دلیل مقصد ما بسکه ناتوانی بود

به هرکجاکه رسیدیم‌گفت جا اینجاست

پس از مطالعهٔ نقش پا یقینم شد

که هرزه‌تازم و جام جهان‌نما اینجاست

نهفت راه تلاشم عرق‌فشانی شرم

گل است خاک دو عالم ز بس حیا اینجاست

سراغ لیلی خویش ازکه بایدم پرسید

که‌ گرد محملم و نالهٔ درا اینجاست

خوش آنکه سایه‌صفت محو آفتاب شویم

که سخت نامه سیاهیم و عفوها اینجاست

چو چشم ‌آینه حیرت‌ سراغ نیرنگیم

ز خویش رفته جهانی و نقش پا اینجاست

غبار رفته به باد سحر به ‌گوشم‌ گفت‌:

که خلق بیهده جان می‌کند، هوا اینجاست

به وصل لغزش پایی رسیده‌ام بیدل

بیا که دادرس سعی نارسا اینجاست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
نظیری نیشابوری

حریف دردی و صافی نیی خطا اینجاست

تمیز ناخوش و خوش می کنی بلا اینجاست

بغیر دل همه نقش و نگار بی معنی است

همین ورق که سیه گشته مدعا اینجاست

ز فرق تا قدمش هر کجا که می نگرم

[...]

صائب تبریزی

اگر ز عالم تسلیم گوشه ای داری

بهشت و طوبی و حوران خوش لقا اینجاست

بهار در دل هر غنچه عالمی دارد

ترا خیال که عالم همین و جا اینجاست

اگر تو سر به گریبان خود بری چو گره

[...]

قدسی مشهدی

مرو ز دیده که جام جهان‌نما اینجاست

قدم برون مگذار از دلم که جا اینجاست

نسیم کوی تو یاد آردم ز نکهت گل

نمی‌روم ز چمن بوی آشنا اینجاست

زهی سراغ پریشان دوست کز هرسو

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه