سعی دیر و حرم بهانهٔ ما
برد ما را زآستانهٔ ما
بسکه در پردهٔ دل افسردیم
تار شد شوخی ترانهٔ ما
حرف زلف مسلسلی داریم
کیست فهمد زبان شانهٔ ما
جلوهکردیم و هیچ ننمودیم
نیست آیینه در زمانهٔ ما
شعلهٔ رنگ تا دمید نماند
بود پرواز ما زبانهٔ ما
خجلت اندود مزرع عرقیم
آب شد تا دمید دانهٔ ما
چون سحرگرمتاز حرمانیم
دم سردیست تازیانهٔ ما
از مقیمان پردهٔ رنگیم
بال و پر دارد آشیانهٔ ما
گوشهٔ دلگرفتهایم ز دهر
چونکمان درخود ستخانهٔ ما
به فنا هم زخویش نتوان رفت
در میان غوطه زدکرانهٔ ما
نقش پا شو، سراغ ما دریاب
هست ازین در رهی بهخانهٔ ما
بیدل ز خوابهای وهم مپرس
ما نداریم جز فسانهٔ ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات و افکار خود میپردازد. او از حریم و دلتنگیهایش سخن میگوید و به جستجوی هویت و معنا در زندگی میپردازد. با استفاده از تصاویر زیبا و تمثیلهایی مانند زلف، شانه و آینه، احساس ناامیدی و ناتوانی را در برابر زمان و زندگی مطرح میکند. شاعر احساس میکند که در دنیای پر تلاطم و بیرحم نمیتواند خود را نشان دهد و در دل غم و اندوهی عمیق فرو رفته است. در نهایت، او به جستجوی راهی برای درک و یافتن ارتباط با خود و دنیای اطرافش میباشد، اما از خواب و وهمهای مرگبار نیز صحبت میکند که نمیتواند آن را درک کند.
هوش مصنوعی: ما به خاطر تأخیر در تلاش و توجیهات بیاساس، از درگاه خویش دور افتادیم.
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوهی که در دل داریم، شادی و سرمستیمان در ترانهامان کمرنگ شده است.
هوش مصنوعی: ما را رازی درباره زلفهای پیچ در پیچ است که کسی جز ما نمیتواند آن را درک کند.
هوش مصنوعی: ما درخشیدیم ولی هیچ چیزی آشکار نکردیم، مثل آینهای که در زمانهٔ ما وجود ندارد.
هوش مصنوعی: با دمیدن شعلهٔ رنگ، دیگر چیزی از وجود پرواز ما باقی نماند.
هوش مصنوعی: ما به شدت تحت فشار و سختی هستیم و غرق در تلاش و کار هستیم، اما با این وجود، اوضاع ما به تدریج بهتر میشود و به نتایج مثبتی میرسیم.
هوش مصنوعی: وقتی صبح دمید و گرما شروع شد، ما همچنان در عذاب و ناکامی هستیم و آن سرما، مانند تازیانهای بر ما تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: ما از ساکنان این پرده رنگی هستیم و آشیانهمان بال و پر دارد.
هوش مصنوعی: در دل خود که اثراتی از غم و اندوه دارد، به دور از شلوغی دنیای بیرون، مانند کمانی که در حال کشش است، محبوس شدهایم.
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند به راحتی از مبتلا شدن به خود نابودی فرار کند، حتی اگر در شرایط بحرانی و دشوار قرار گیرد.
هوش مصنوعی: به ما سر بزن و به خانهمان بیا، نشانیانت را با نشانههایی از خودت بگذار.
هوش مصنوعی: از بیدل نپرس که چه خوابهایی دیده است، چون ما چیزی جز داستانی خیالی نداریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دریغا که در زمانهٔ ما
هزل آید به کارخانهٔ ما
بود شهباز آشیانهٔ ما
محو در بحر بیکرانهٔ ما
نیست زین مزرع آب و دانه ما
ملکوتست آشیانه ما
کبک کهسار و بلبل گلزار
گوش دارند بر ترانه ما
هر طرف صورت تازه ای بندند
[...]
تنگ از بسکه شد زمانه ما
مردمی خاست از میانه ما
چون نشینم بزیر چرخ که هست
حلقه مار آشیانه ما
راحت از ما ز بس گریزان است
[...]
غنچهسان بیدر است خانهٔ ما
بیضه گل کرده آشیانهٔ ما
همچو شبنمدرین چمن محو است
به نم چشم آب و دانهٔ ما
بال بربال شهرت عنقاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.