پرواز بی نشانی دارد دماغ جاهم
بشکن غبار امکان تا بشکنی کلاهم
سر رشتهٔ جنونم گیسوی کیست یا رب
شد دهر سنبلستان از پیچ و تاب آهم
دریای جستوجو را بی پا و سر حبابیم
صحرای آرزو را بیپا و سر گیاهم
چون نی اگر چه نخلم بی برگ سایه داریست
بس نالهگر ضعیفی آسودهٔ پناهم
گردون که از فروغش هر ذره آفتابیست
چون داغ در سیاهیست ازکوکب سیاهم
آخر ز شرم هستی باید به خود فرو رفت
چون شمع در کمینست از جیب خویش جاهم
سرمایهٔ حیا بود آیینه گشتن من
همواره کرد حیرت انگارهٔ نگاهم
محمل به دوش وهمم فرصت شماریام کو
چون عمر در گذشتن مرهون سال و ماهم
از جادهٔ رمیدن تا منزل رسیدن
دارد دل شکسته چون دانه زاد راهم
هر چند هستی من بیمغزی حبابی است
دریا سری ندارد جز در ته کلاهم
مشتاق جلوه بودن آیین بی بصر نیست
در حیرتم چه حرفست ای بیخبر نگاهم
شبنم به هر فسردن محو هواست بیدل
دل عقدهای ندارد در رشتههای آهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حالات و احساسات شاعر میپردازد که در جستجوی معنا و وجود خود است. او از سرگشتگی و عدم نشانهای در زندگی شکایت میکند و به پیچیدگیهای احساساتش اشاره میکند. شاعر خود را همچون یک حباب بیپایان در دریایی از جستجو و آرزوها میبیند و از رنج و ناامیدیهایش میگوید. او به تنهایی و فقدان عمق در وجودش اشاره میکند، و بر این واقعیت تأکید میکند که زندگیاش به سرعت در حال گذر است. در نهایت، شاعر به سختیهای درونی و احساساتش پرداخته و از سستی و بیمعنایی وجود خود مینالد.
هوش مصنوعی: پرواز بی نشانی نشاندهنده آزادی و رهایی است. وقتی که به زندگی و آرزوهایمان میپردازیم، باید از موانع و محدودیتها عبور کنیم. نباید بگذاریم مشکلات و چالشها ما را متوقف کنند. با شکستن مرزهای موجود و رهایی از قید و بندها، میتوانیم به اهداف خود برسیم و بر مشکلات غلبه کنیم.
هوش مصنوعی: عقل و سلامت روانم به خاطر چه کسی در هم ریخته است؟ ای خدا، به خاطر نالههای من زمانه به مانند باغی از گلهای معطر در آمده است.
هوش مصنوعی: ما در دریای جستوجو به مانند حبابهایی هستیم که سر و پا ندارند، و در صحرای آرزو هم به شکل گیاهی بدون سر و پا وجود داریم.
هوش مصنوعی: من مانند نی هستم، بیبرگ و خشک، اما سایهای بر سر دارم. درد و نالهام به خاطر ضعف و ناچیزیام است، ولی در این حال، پناهی برای آسایش دارم.
هوش مصنوعی: آسمان که نوری از آن ساطع میشود، مانند داغی در تاریکی است و من نیز مانند ستارهای تاریک در آن قرار دارم.
هوش مصنوعی: انسان باید به خاطر شرم وجود خویش در خود فرورفته و متواضع باشد، مانند شمعی که در حال ذوب شدن است و خود را در سایه قرار میدهد.
هوش مصنوعی: حیا و شرم من باعث شده است که هر بار به آینه نگاه کنم، از تصویر خودم شگفتزده شوم.
هوش مصنوعی: من بر دوش خود بار آرزوهایم را حمل میکنم و در جستجوی فرصتی هستم. چه جای تاسف که عمر من در گذر است و به سالها و ماهها وابسته است.
هوش مصنوعی: دل شکسته مانند دانهای است که برای رسیدن به مقصد یا منزل خود، مسیر سخت و طولانی را باید طی کند.
هوش مصنوعی: وجود من مانند حبابی در دریا است که بیمعنا و بیمغز است و هیچ چیزی جز در عمق کلاهم ندارد.
هوش مصنوعی: علاقهمند به دیدن زیباییها هستم، اما بیعلت و نادیدهام و در حیرتم که این چه سخنی است، ای کسی که از حال من بیخبر هستی.
هوش مصنوعی: شبنم در هر بار که از بین میرود، تحت تأثیر هوا قرار میگیرد، اما بیدل (بیدل) وقتی دلی شکسته و غمگین دارد، در نغمههای آهش هیچ کینه یا دلخوری ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر چه گدای اویم در فقر پادشاهم
چشمم بریزدم خون، عرضه دهد سپاهم
این دولتم بسنده است، تا روز حشر کامشب
در خانهٔ سعادت آن ماه بود و ما هم
بی جرم ریخت خونم دلدار و دل گواه است
[...]
چون خامه از ضعیفی افلاک دستگاهم
صد رنگ لفظ و معنی بالیده در پناهم
هر چند چون حبابم بیدستگاه قدرت
تسخیر عالم آب ترکیست ازکلاهم
اقبال بینوایی چندین فتوح دارد
[...]
ای شیخ پاک دامن ای پادشاه شاهم
آخر بگو خدا را تا چیست روی راهم؟
صد بار اگر گناه است این عشق پر گناهم
حاشا اگر بهشت است بی دلستان نخواهم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.