لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
بیدل دهلوی

مزرع تسلیم ادب حاصلم

سر نکشد گردن آب و گلم

موج ‌گهر نیستم اما ز ضعف

آبله‌ گل‌کرده ره منزلم

خاک ندامت به سر عاجزی

صبحم اگر تار نفس بگسلم

نفی من آیینهٔ اثبات اوست

حق دمد آندم‌ که‌ کنی باطلم

بار نفس می‌کشم و چاره نیست

بی‌تو فتاده‌ست الم بر دلم

الفت دل سدّ ره‌ کس مباد

کرد همین آبله پا در گلم

عافیتم داد به توفان شرم

راند به دریا عرق ساحلم

خامشی اسباب غنا بود و بس

تا به زبان آمده‌ام سایلم

بر تپشم تهمت راحت مبند

بیضه منه زبر پر بسملم

گرد من از قافلهٔ رنگ نیست

کلک مصور چه‌کشد محملم

نامه برید از چمن خون من

برگ حنایی به کف قاتلم

آبم ازین درد که آن مست ناز

آینه می‌خواهد و من بیدلم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
بیدل دهلوی

همین شعر » بیت ۵

بار نفس می‌کشم و چاره نیست

بی‌تو فتاده‌ست الم بر دلم

طغرل احراری

طغرل ازین مصرع بیدل خوشم

بی‌تو فتادست الم بر دلم!

صوفی محمد هروی

زآتش غم گشت کباب این دلم

چاره من کن که درین مشکلم

شیخ بهایی

حرف الهی چو برآرد علم

زهره قلم را که نگردد قلم

سعیدا

سوخته ام آب بزن بر دلم

غیر تو کس حل نکند مشکلم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه