دارم دلی از داغ تمنای تو لبریز
چون کاغذ آتش زده غربال شرربیز
چون شمع مپرسید ز سامان بهارم
سیلاب بنای خودم از رنگ عرقریز
تحقیق ز صنعتگری وهم مبراست
از هرچه در آیینه نمایند بپرهیز
مرد طلبی از دل معذور حذرکن
زآن پیش که لنگت کند از آبله بگریز
بر رنگ ادب تهمت پرواز جنون است
یاقوت به آتش ندهد شعلهٔ مهمیز
اخلاص، به اظهار، مکدر مپسندید
چون شکر ز دل زد به زبان شدگلهآمیز
هر خار وگل آیینهٔ تعظیم بهار است
ای کوفتهٔ خواب گران یک مژه برخیز
از مغتنمات است تماشای دویی هم
تامحرمخودنیستی باآینهمستیز
بیگانهٔ طور دل بلبل نتوان زیست
بر شاخ گلی رو به تکلف قفس آویز
با ساز نفس قطع تعلق چه خیال است
تیغی که تو داری به فسونها نشود تیز
بیدل به فغان زین قفست نیست رهایی
ای خاک به خون خفته غبار دگر انگیز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر احساس عمیق و اشتیاق به معشوق را به تصویر میکشد. شاعر دلش پر از آرزو و شوق است و به توصیف درد و رنج ناشی از این عشق میپردازد. او به مسائلی چون تقوا، صداقت و دوری از افکار زودگذر اشاره میکند و بر اهمیت حفظ ادب و خلوص در روابط تأکید دارد. شاعر همچنین یادآور میشود که در دنیای پر پیچ و خم عشق، باید از هرگونه فریب و تظاهر دوری کرد و به اصالت و حقیقت پایبند بود. در انتها، او به ناامیدی و بیتابی خود اشاره میکند و درخواست میکند که با وجود همه مشکلات، دوباره امیدواری و عشق را زنده کند.
هوش مصنوعی: دل من پر از آتش و داغی است که ناشی از خواستهها و آرزوهای توست، مانند کاغذی که در آتش سوخته و فقط تکههای سوخته و پراکندهاش باقی مانده است.
هوش مصنوعی: نپرس از من که در بهار چه حالتی دارم، زیرا همچون شمع که میسوزد، وجودم از شدت احساسات پررنگ و آغشته به عرق است.
هوش مصنوعی: برای اطمینان از خلوص و اصالت هنر و صنعت، باید از هرگونه توهم و خیال دوری کرد، زیرا آنچه در آینه به نمایش درمیآید، ممکن است واقعیت نباشد.
هوش مصنوعی: از کسی که به دنبال خواستههای خود است، دوری کن؛ زیرا قبل از آنکه دچاری مشکل شوی، بهتر است از آن فاصله بگیری.
هوش مصنوعی: بیان میکند که اگر چه ادب و اخلاق در مردم ممکن است مورد تهمت و آسیب قرار گیرد، اما ارزشها و فضیلتها مانند یاقوت در آتش نمیسوزند و همیشه درخشندگی خود را حفظ میکنند.
هوش مصنوعی: اخلاص را تنها به بیان کردن و ابراز آن نپسندید، مثل این میماند که شکر از دل خارج شده و به زبان رنج و شکایت میآید.
هوش مصنوعی: هر گل و خاری نشانهای از بزرگداشت و تجلیل بهار است. ای کسی که در خواب عمیق به سر میبری، کمی بیدار شو و یک مژه بزن.
هوش مصنوعی: تماشای خود در آینه و شناختن خود، از فرصتی ارزشمند و مهم به شمار میرود.
هوش مصنوعی: بلبل نمیتواند به راحتی در قفسی که به شکل مصنوعی و با زحمتی ساخته شده، زندگی کند و بر روی شاخه گلی بایستد؛ زیرا دلش به خضوع و عشق به طبیعت وابسته است.
هوش مصنوعی: با نفس کشیدن و قطع وابستگیها، چه خیالی در سر داری، وقتی که آن تیغی که در دست توست، با جادو و فریب نمیتواند تیز و برنده شود.
هوش مصنوعی: بیدل به شدت از این زندان درونی خود رنج میبرد و احساس ناامیدی میکند. او از خاکی که به خواب رفته و بیتحرک است، میخواهد دوباره زندگی و نشاط را بیدار کند و غبارها را از روی خودش و دیگران براندازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۱۱
بیدل به فغان زین قفست نیست رهایی
ای خاک به خون خفته غبار دگر انگیز
طغرل شدم آشفته این مصرع بیدل
ای خاک به خون خفته غبار دگر انگیز!
ساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیز
در ده، که به جان آمدم از توبه و پرهیز
در بزم ز رخسار دو صد شمع برافروز
وز لعل شکربار می و نقل فرو ریز
هر ساعتی از غمزه فریبی دگر آغاز
[...]
بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
با پسته ی شیرین ز شکر شور برانگیز
تلخست مِی از دست حریفان تُرُش روی
در ده قدحی از لب شیرین شکر ریز
بنشست زباد سحری شمع شبستان
[...]
عیسی دم من وقت سماع طرب انگیز
دستی بسوی مرده برافشاند که برخیز
روزیکه شهیدان علم داد برآرند
شرمنده فرهاد بود خسرو پرویز
طوطی همه خاییده سخن گفت ز شکر
[...]
تا چند به خونریز هلالی شدهای تیز؟
از عشق بیندیش و ز آزار بپرهیز
شوخی مکن و تند مشو، عشوه مینگیز
مشکن دل سعدی، که ازین باغ دلاویز
روی تو گل تازه و خط سبزهٔ نوخیز
نشکفته گلی همچو تو در گلشن تبریز
شد هوش دلم غارت آن غمزهٔ خونریز
این بود مرا فایده از دیدن تبریز
ای دل! تو در این ورطه مزن لاف صبوری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.