مصوران به هزار انفعال پیوستند
که طرهٔ تو کشیدند و خامه نشکستند
ز جهل نسبت قد تو میکنند به سرو
فضول چند که پامال فطرت پستند
به رنگ عقد گهر وا نمیتوان کردن
دلیکه در خم زلف تواش گره بستند
ز آفتاب گذشته است مد ابروبت
کمانکشان زه ناز پر زبردستند
دماغسوختگان بیش از این وفا نکند
سپندها به صد آهنگ یک صدا جستند
ز شام ما مکش ای حسرت انتظار سحر
به دور ما قدح آفتاب بشکستند
در این محیط ادب کن ز خودنماییها
حباب و موج همان نیستند اگر هستند
ادب ز مردمک دیده میتوان آموخت
که ساکنند اگر هوشیار اگر مستند
ز وضع شمع خموش این نوا پرافشان است
که شعلهها همه خود را به داغ دل بستند
به ذوق وحشت آن قوم سوختم بیدل
که نالهوار چو برخاستند، ننشستند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و هنرمندی (مصوران) اشاره میکند که تحت تأثیر عشق و زیبایی (طره تو) قرار گرفته و از خود بیخود شدهاند. او افراط و نقصان در درک زیبایی (قد تو) را به جهل نسبت میدهد و توضیح میدهد که دلهایی که در عشق گره خوردهاند، نمیتوانند از زیباییهای واقعی بهرهمند شوند. شاعر به زیبایی ابرو و کمان عشق و تقابل آن با آفتاب اشاره میکند و به آن اشاره دارد که در انتظار سحر (امید) باید از حسرت فاصله گرفت. او همچنین به لزوم ادب و خودداری از خودنمایی تأکید میکند و میگوید که ادب را باید از دیگران آموخت. شعر با احساساتی از عشق و دلتنگی به پایان میرسد و نشان میدهد که انسانها در شعر و ادبیات چقدر درگیر احساسات و تجارب عمیق هستند.
هوش مصنوعی: نگارگران در حالی درگیر کارشان شدند که به خاطر زیبایی طرهٔ موی تو، قلم را به زمین نگذاشتند و از هیچ تلاشی فروگذار نکردند.
هوش مصنوعی: به خاطر جهل و نادانی، برخی افراد به قد و قامت تو حسرت میزنند و خود را به درخت سرو تشبیه میکنند، در حالی که آنها در واقع از فطرت خود فاصله گرفته و در سطحی پایینتر قرار دارند.
هوش مصنوعی: دل را نمیتوان به رنگ زیبایی عروسی درآورد؛ چرا که دل کسی که در پیچ و تاب زلف تو گرفتار شده، نمیتواند آزاد شود.
هوش مصنوعی: شعاع آفتاب از کنار ابروی زیبای تو که مانند کمان خمیده است، گذر کرده و پرتوهای لطیف و نازک بر بلندای آن نشستهاند.
هوش مصنوعی: افرادی که دمی سوخته و دچار درد و رنج هستند، دیگر نمیتوانند به وفاداری ادامه دهند؛ زیرا زرتشتیان با صدای واحد و هماهنگی در جستجو هستند.
هوش مصنوعی: ای حسرت انتظار صبح، از شام ما فاصله بگیر. دور ما، جام آفتاب را شکستهاند.
هوش مصنوعی: در این فضا سعی کن از خودنمایی پرهیز کنی، چرا که حباب و موج اگرچه وجود دارند، اما حقیقت واقعی آنها نیستند.
هوش مصنوعی: آموختن آداب و رفتار درست را میتوان از چشمان مردم یاد گرفت، چون چشمان آنها در حالتی که هوشیار و بیدارند، آرام و بدون جنب و جوش هستند، و حتی وقتی که تحت تاثیر مشروبات قرار دارند، باز هم همان آرامش را حفظ میکنند.
هوش مصنوعی: از حالت شمع خاموش، این نغمه به گوش میرسد که شعلهها همه به خاطر آتش دل خود به هم پیوستهاند.
هوش مصنوعی: به خاطر احساس ترس و وحشتی که آن مردم داشتند، من هم در آتش عشق سوختم. آنها بهطور ناگهانی بلند شدند و هیچگاه آرام نگرفتند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند
حریف مجلس ما خود همیشه دل میبرد
علی الخصوص که پیرایهای بر او بستند
کسان که در رمضان چنگ میشکستندی
[...]
چو زلف خویش چرا عهد یار بشکستند
چرا به تیغ جفا جان خستگان خستند
ز محنت شب هجران و اشتیاق وصال
به چشم حسرت ما راه خواب دربستند
قسم به روی چو خورشید تو که هشیاران
[...]
به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند
قرابه بر سر ابر بهار بشکستند
چمن پیاله کش است و صبا قدح پیمای
معاشران صبوحی ز خواب برجستند
به زیر خرقه نهان باده می خورد صوفی
[...]
ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند
که ناز و عشوه ز تاثیر صحبتش مستند
چگونه می به میان آورم در این مجلس
که باده حوصله سوز است و جمله بد مستند
کدام بزم بچیدم که تنگ حوصله گان
[...]
فسردگان که طلسم وجود نشکستند
ازین چه سود که چون کف به بحر پیوستند
ز جوش بیخبری کردهایم خود را گم
وگرنه توشهٔ ما بر میان ما بستند
چه باده شوق تو در ساغر شهیدان ریخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.