لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
نظیری نیشابوری

به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند

قرابه بر سر ابر بهار بشکستند

چمن پیاله کش است و صبا قدح پیمای

معاشران صبوحی ز خواب برجستند

به زیر خرقه نهان باده می خورد صوفی

حکیم و عارف و زاهد همه ازین دستند

جهان و عیش خضر حرف قاف سیمرغست

در حریم فنا زن که نیستان هستند

تو نخل خوش ثمر کیستی که باغ و چمن

همه ز خویش بریدند و در تو پیوستند

به غربت تو چنان تشنه ام که صبرم نیست

به قدر فرصت آن ماهیان که در شستند

ز بی قراری افلاک داغ ها دارم

که تا ز شوق تو برخاستند ننشستند

نوا فزونست ز اندازه بریشم عود

غزل به زمزمه خوانم که پرده ها بستند

به رمز نکته ادا می کنم که خلوتیان

سر سبو بگشادند و در فرو بستند

تو نخل میوه فشان باش در حدیقه دهر

که کم درخت قوی خشک شد که نشکستند

ز کاهلی تو «نظیری » احزان این چمنی

گهی به باغ شدی کز نشاط وارستند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سعدی

درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند

جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند

حریف مجلس ما خود همیشه دل می‌برد

علی الخصوص که پیرایه‌ای بر او بستند

کسان که در رمضان چنگ می‌شکستندی

[...]

جهان ملک خاتون

چو زلف خویش چرا عهد یار بشکستند

چرا به تیغ جفا جان خستگان خستند

ز محنت شب هجران و اشتیاق وصال

به چشم حسرت ما راه خواب دربستند

قسم به روی چو خورشید تو که هشیاران

[...]

عرفی

ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند

که ناز و عشوه ز تاثیر صحبتش مستند

چگونه می به میان آورم در این مجلس

که باده حوصله سوز است و جمله بد مستند

کدام بزم بچیدم که تنگ حوصله گان

[...]

صائب تبریزی

فسردگان که طلسم وجود نشکستند

ازین چه سود که چون کف به بحر پیوستند

ز جوش بی‌خبری کرده‌ایم خود را گم

وگرنه توشهٔ ما بر میان ما بستند

چه باده شوق تو در ساغر شهیدان ریخت

[...]

بیدل دهلوی

سبکروان‌که به وحشت میان جان بستند

چو ناله سوخت نفس با نگاه پیوستند

نرسته‌اند شرر وحشیان این کهسار

که دل ز سنگ‌ گرفتند و بر هوا بستند

نیاز طره اوکن اگر دلی داری

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از بیدل دهلوی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه