گنجور

 
ازرقی هروی

دل بر کندم زین تن بیمار ، ای دوست

بازم خرازین بلطف یک بار ، ای دوست

مگذار مرا بردر پندار ، ای دوست

چون بردرت آمدم بزنهار ، ای دوست