لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
ازرقی هروی

منت تو گردن من بنده را

سخت به یک بار گران بار کرد

بنده مدیح تو به مقدار گفت

جود تو احسان نه به مقدار کرد

قیمت شعر از تو بیاموختست

آنکه خریداری اشعار کرد

چشم دلم خیره و در خواب بود

جود تواش روشن و بیدار کرد

در شعرا نامم ظاهر نبود

صلّتِ تو نامِ من اظهار کرد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
وحشی بافقی

مهر سحر گردی بسیار کرد

بر سر این کشته بسی کار کرد

عرفی

سردی از آن جمع دروکار کرد

نغمه رمزی به نفس یار کرد

ایرج میرزا

‎بحر مرا مرده چو انگار کرد

‎از سرِ خود رفع چو مردار کرد

صغیر اصفهانی

هستی ما آنکه پدیدار کرد

نقش تو گل صورت من خار کرد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه