|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از ناامیدی و درد عشق سخن میگوید. او بیان میکند که با وجود تمامی تلاشها و دردها، نتوانسته به محبوبش برسد و عمرش در جهل و نادانی به پایان رسیده، در حالی که افسانه عشقش همچنان ادامه دارد و به پایان نرسیده است.
هوش مصنوعی: افسوس که دلم هیچگاه درمانی نیافت و با وجود اینکه به شدت رنج میبرد، نتوانست به محبوب خود برسد.
هوش مصنوعی: در حالی که او از حقیقت زندگی و عشق خود بیخبر بود، عمرش به پایان رسید، اما داستان عشقش همچنان ادامه داشت و تمام نشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل در سر درد شد به درمان نرسید
جان در سر دل شد و به جانان نرسید
خوش خوش برسید عمرم ازگفت و شنود
وین قصّهٔ درد ما به پایان نرسید
بی درد دلی کسی به درمان نرسید
بی جذبه حق کسی به رحمان نرسید
روی تو که هست آینه صورت حق
بی معنی آن کسی به قرآن نرسید
دردا که اجل رسید و درمان نرسید
توفیق به غور شور بختان نرسید
مرگ آیت یأس خواند در شهر دلم
کفر آمده ساخت دیر، ایمان نرسید
تا در غم جانان، بلبلم جان نرسید؛
آن درد که داشتم، بدرمان نرسید
دردا که رسید با هزاران حسرت
جان بر لب و لب بر لب جانان نرسید!
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.