گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

دل در سر درد شد به درمان نرسید

جان در سر دل شد و به جانان نرسید

خوش خوش برسید عمرم ازگفت و شنود

وین قصّهٔ درد ما به پایان نرسید

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
عرفی

دردا که اجل رسید و درمان نرسید

توفیق به غور شور بختان نرسید

مرگ آیت یأس خواند در شهر دلم

کفر آمده ساخت دیر، ایمان نرسید

آذر بیگدلی

تا در غم جانان، بلبلم جان نرسید؛

آن درد که داشتم، بدرمان نرسید

دردا که رسید با هزاران حسرت

جان بر لب و لب بر لب جانان نرسید!

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه