گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عطار

دردا که دلم به هیچ درمان نرسید

جانش به لب آمد و به جانان نرسید

در بی خبری عمر به پایان آمد

و افسانهٔ عشق او به پایان نرسید

نسیمی

بی درد دلی کسی به درمان نرسید

بی جذبه حق کسی به رحمان نرسید

روی تو که هست آینه صورت حق

بی معنی آن کسی به قرآن نرسید

عرفی

دردا که اجل رسید و درمان نرسید

توفیق به غور شور بختان نرسید

مرگ آیت یأس خواند در شهر دلم

کفر آمده ساخت دیر، ایمان نرسید

آذر بیگدلی

تا در غم جانان، بلبلم جان نرسید؛

آن درد که داشتم، بدرمان نرسید

دردا که رسید با هزاران حسرت

جان بر لب و لب بر لب جانان نرسید!

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه