گنجور

 
اسیری لاهیجی

طالب وصل ترا خانه چه کعبه چه کنشت

مست دیدار ترا جای چه دوزخ چه بهشت

دست بیچون کرم طینت ما روز ازل

ز آتش عشق وز آب خم و پیمانه سرشت

هرچه در هر دو جهان صورت هستی دارد

جمله مرآت رخ اوست چه زیبا و چه زشت

روضه جنت عارف دل دانا باشد

که درو حور و قصورست و گل و لاله و کشت

خط اسرار قدم منشی دیوان قضا

پاک در دفتر دل از قلم صنع نوشت

تخم هرگونه چو دهقان فاحببت بریخت

در زمین دلم آنروز غم عشق تو کشت

خرم آن جان که جهان همچو اسیری دریافت

یکنفس دامن مطلوب دل از دست نهشت

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خواجوی کرمانی

منزل ار یار قرین است چه دوزخ چه بهشت

سجده‌گه گر به نیاز است چه مسجد چه کنشت

جای آسایش مشتاق چه هامون و چه کوه

رهزن خاطر عشّاق چه زیبا و چه زشت

عشقبازی نه به بازی‌ست که دانندهٔ غیب

[...]

حافظ

آصف عهد زمان جان جهان تورانشاه

که در این مزرعه جز دانهٔ خیرات نکشت

ناف هفته بد و از ماه صفر کاف و الف

که به گلشن شد و این گلخن پر دود بهشت

آنکه میلش سوی حق‌بینی و حق‌گویی بود

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از حافظ
نسیمی

ای که بردی تو به خوبی گرو از حور بهشت

مصحف روی تو را خامه تقدیر نوشت

آیتی از ورق حسن تو هر کس که بخواند

سر توحید عیان گشتش و تقلید بهشت

در ازل حق به چهل صبح به مهرت ای جان

[...]

صوفی محمد هروی

عیب رندان مکن این زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صوفی محمد هروی
نظام قاری

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت

که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت

عیب قطنی مکن ای اطلس پاکیزه سرشت

تار او چونکه بپود تونخواهند نبشت

تو اگر توت نسب داری و او گر پنبه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه