یار در جانست و جان جویان که آن جانان کجاست
دل بدلبر همدم و پرسان ز جان کان جان کجاست
ای دل غافل چه مینالی ز درد فرقتش
من چو در عین وصالم آخر این هجران کجاست
می نماید عکس رخسارش ز مرآت جهان
حسن او پیداست از عالم بگو پنهان کجاست
یار در دل ساکن است ای جان چرا سرگشته ای
هر طرف جویی خبر کان منزل جانان کجاست
گشت پیدا حسن جانان در لباس جان و تن
دیده بینا کجا و صاحب عرفان کجاست
یار نزدیکست و ره نزدیک و تو افتاده دور
سالک ره را بگو کان راه بی پایان کجاست
درد عاشق را دوا جز دیدن معشوق نیست
سوز عشقش را جز این مرهم دگر درمان کجاست
من که رند و عاشقم نه زاهد پرهیزگار
از لقای دوست مستم زهد سرگردان کجاست
گر نوا خواهی ز وصلش در ره عشاق رو
راه تو عشقست اسیری عقل بی سامان کجاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به جستجوی معشوق و درد دل عاشقی میپردازد. شاعر به طور مکرر سؤال میکند که محبوب کجاست و از شدت عشق و دوری از او، دل خود را به درد میآورد. او تأکید میکند که یار در دل او ساکن است، ولی او همچنان به دنبال نشانههایی از معشوق میگردد. درد عاشق تنها با دیدن محبوب درمان میشود و در این مسیر، عشق را به عنوان بهترین راهنمای زندگی معرفی میکند. شاعر در انتها از زندگی زاهدانه و مطیع عقل انتقاد میکند و عشق را برتر میداند.
هوش مصنوعی: یار در درون وجود انسان است و کسانی که به دنبال جان و روح هستند، باید بدانند که محبوب واقعی کجاست. دل عاشق با دلبر خود در گفتوگو و جستوجو است و از او میپرسد که آن جان و روح کجاست.
هوش مصنوعی: ای دل نادان، چرا در غم جدایی او میگویی در حالی که من با وجود اینکه در کنار او هستم، باز هم این دوری کجاست؟
هوش مصنوعی: آینه تصویر چهرهاش را نشان میدهد و زیبایی او در جهان آشکار است، اما بگو که از این عالم کجا میتواند پنهان باشد؟
هوش مصنوعی: دوست در دل من زندگی میکند، ای جان! چرا به هر سو میگردی و از آرامش خود دوری؟ اینجا و آنجا دنبال خبری از آن خانهی محبوب نیستی؟
هوش مصنوعی: حسنت را در وجود و جسم پیدا کردم. اما چشم بینا کجا و درک عارفانه کجا؟
هوش مصنوعی: دوست نزدیک و مسیر نیز نزدیک است، اما تو در دوری افتادهای. ای سالک، به من بگو آن راه بیپایان کجاست؟
هوش مصنوعی: درد و رنج عاشق تنها با دیدن معشوق تسکین مییابد و سوز و آتش عشقش هیچ راه علاجی جز این ندارد.
هوش مصنوعی: من انسانی آزاد و عاشق هستم و نه فردی زاهد و پرهیزکار. به عشق معشوقم مست و شادابم و نمیدانم انزوا و دوری از عشق به کجا میرسد.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از وصالش لذت ببری، باید به جمع عاشقان بپیوندی. در این مسیر، عشق راه توست و عقل بینظم و سرگردان، جایی ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان گنه کار است و مجرم، رحمت جانان کجاست؟
قصه طغیان ز حد شد، سوره غفران کجاست؟
محو گرداند گناه عالمی را در دمی
یا رب آن موج کرم و آن بحر بی پایان کجاست؟
قصه فرعونیان از حد گذشت،ای پیر عقل
[...]
مبتلا در عشق گشتم، صبر ما یاران کجاست
سخت بیماریست در جان مرهم جانان کجاست
من ز سوز هجر او خون گریه کردم روز و شب
طاقت دوری ندارم، شاه غمخواران کجاست
از برای دیدن رخ ماه وش دلدار خویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.