گنجور

 
انوری

یار گرد وفا نمی‌گردد

حاجتی زو روا نمی‌گردد

ما به گرد درش همی گردیم

گرچه او گرد ما نمی‌گردد

یک زمان صحبت جدایی یار

از بر ما جدا نمی‌گردد

هیچ شب نیست تا ز خون جگر

بر سرم آسیا نمی‌گردد

مبتلاام به عشق و کیست که او

به غمش مبتلا نمی‌گردد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جمال‌الدین عبدالرزاق

یار گرد وفا نمیگردد

باوفا آشنا نمیگردد

در دلش جز ستم نمیآید

در سرش جز جفا نمیگردد

دل بیکبارگی زما برداشت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه