حسنت اندر جهان نمیگنجد
نامت اندر دهان نمیگنجد
راز عشقت نهان نخواهد ماند
زانکه در عقل و جان نمیگنجد
با غم تو چنان یگانه شدم
که دل اندر میان نمیگنجد
طمع وصل تو ندارم ازآنک
وعدهات در زبان نمیگنجد
آخر این روزگار چندان ماند
که دروغی در آن نمیگنجد
روی پنهان مکن که راز دلم
بیش از این در نهان نمیگنجد
گویی از نیکویی رخ چو مهم
در خم آسمان نمیگنجد
چه عجب شعر انوری را نیز
معنی اندر بیان نمیگنجد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف عظمت و شکوه محبوبش میپردازد و میگوید که زیبایی و محبت او تنها در کلمات و عقل انسان نمیگنجد. او از عواطف خود نسبت به محبوب سخن میگوید و اشاره میکند که با غم و عشق او آنچنان یکی شده که دیگر هیچ چیز در دلش جا نمیشود. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که وعدههای محبوبش قابل بیان نیست و دروغ این روزگار را نیز نمیپذیرد. او از محبوب میخواهد که خود را پنهان نکند، زیرا راز دلش دیگر قابل پنهان کردن نیست و زیبایی محبوبش آنقدر زیاد است که حتی در آسمان نیز جایی برای آن پیدا نمیشود. در پایان، جملهای از انوری را ذکر میکند که مفهومش نیز در کلمات نمیگنجد.
هوش مصنوعی: حسنت و زیباییات در دنیا محدود و قابل وصف نیست و نام تو به قدری بزرگ است که نمیتوان در واژهها جا داد.
هوش مصنوعی: راز عشق تو هرگز پنهان نمیماند، زیرا فراتر از درک و اندیشهام است.
هوش مصنوعی: با غم تو به حدی به هم پیوسته و یکپارچه شدهام که دیگر جایی برای دل در میان احساساتم باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: من به امید رسیدن به تو نیستم، زیرا قول تو در الفاظ نمیگنجد و نمیتوان آن را به زبان آورد.
هوش مصنوعی: این دوران آنقدر طولانی نمیکشد که بتوان در آن دروغی گفت.
هوش مصنوعی: راز دلم را پنهان نکن، چون دیگر نمیتوانم این احساسات را در درون خود نگه دارم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زیبایی چهرهات آنقدر زیاد است که حتی آسمان نمیتواند آن را در خود جای دهد.
هوش مصنوعی: شعر انوری به قدری عمیق و زیباست که هرگز نمیتوان آن را به طور کامل توضیح و معنا کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با تو در سینه جان نمیگنجد
تو درونی از آن نمیگنجد
عشق در سر برفت و عقل برفت
کین دو در یک مکان نمیگنجد
با تو در سینه جان نمیگنجد
تو درونی از آن نمیگنجد
ناتوانم ز عشق و هیچ علاج
در دل ناتوان نمیگنجد
تنگ دارد دل مرا که در او
[...]
وصف تو در بیان نمیگنجد
بی نشان در نشان نمیگنجد
تا تو در جان من گرفتی جای
جان من در جهان نمیگنجد
تا ز مهر تو ماه روشن شد
[...]
ذوق ما در جهان نمیگنجد
حال ما در بیان نمیگنجد
دلبرم دلنوازیی فرمود
در برم دل از آن نمیگنجد
در دل عاشقان خوشی گنجد
[...]
اسم و رسمی در آن نمی گنجد
هیچ نام و نشان نمی گنجد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.