گنجور

 
انوری

عشق تو بی‌روی تو درد دلیست

مشکل عشق تو مشکل مشکلیست

بی‌تو در هر خانه دستی بر سریست

وز تو در هر کوی پایی در گلیست

بر در بتخانهٔ حسنت کنون

دست صبرم زیر سنگ باطلیست

شادی وصلت به هر دل کی رسد

تا ترا شکرانه بر هر غم دلیست

حاصلم در عشق تو بی‌حاصلیست

هیچ نتوان گفت نیکو حاصلیست

از تحیر هر زمانی در رهت

روی امیدم به دیگر منزلیست

کشتیی بر خشک می‌ران انوری

کاخر این دریای غم را ساحلیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
نشاط اصفهانی

ای جمالت شمع هر جا محفلی ست

از خیالت پرتوی با هر دلی ست

چون منی را با تو بودن مشکل است

ورنه آسان با تو هرجا مشکلی ست

برفشان اشکی بخاک راه دوست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه