تا منت توست هم نشینم
از ناز نمی کشد زمینم
خلخال هلال نعل سازم
چون داغ تو می سزد سرینم
بر دیده مهر مهر بندم
چون نام تو می کشد نکنیم
زان رشته نور یافت خورشید
از بهر طراز آستینم
سهم تو، کلاه کج نهاده است
تا عقد عمامه باز چینم
تعویذ حمایت تو دارم
از دیو حسد چه رنج بینم
این جرعه کش مهین تر از خاک
گفتا که من از خم مهینم
در دل حسد تو می نشانم
در رهگذر تو می نشینم
چون شست کمان کشی مکن زانک
من ناوک وار، در کمینم
شیرین مرغی چه گویم الحق
دُرّ بار بشاخسار دینم
چون میم مرا، دهان به بسته است
دندان منمای همچو سینم
ای دست کشان خواب را مهر
آورده بچرخ هفتمینم
تکلیف نفاذ تو کلف وار
بر، ابرش ماه بسته زینم
مسپار به قحط سال ظلمم
چون یوسف مصر آفرینم
در مهد عنایتم به پرور
کز مادر کون نازنینم
طاووس حرم سرای سحرم
در مدح تو جلوه زان گزینم
دون همتی مکس ندارم
کز سفره سفله ریزه چینم
من نحل مسدس جهانم
پرورده یاسیمین دینم
در مزبله های شک نرفتم
تا مقطع گلشن یقینم
تا شیر جهان شکار باشم
گشته است جناب تو عرینم
بی طعمه کجا بود قرارم
هیهات نه شیر پوستینم
هم ساقی بزم گاه مهرم
هم سأیس چار سوی کینم
با ساغر نوش، مدح آنم
با خنجر نیش، همچو اینم
افسوس که این خنک مزاجان
مومم خوردند و انکبینم
آخسیکتی ام که دست قدرت
از مدحت تو سرشت طینم
این فخر نه بس مرا که گویم
من شاعر خاص فخر دینم
لافی زدم از در تو مگذار
کاندر عرق اوفتد جبینم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و ارادت خود به محبوب اشاره میکند و احساسات عمیقش را بیان میکند. او میگوید که تا وقتی منت محبوب بر اوست، با وجود ناز و غمهایی که دارد، عاشقانه به او وفادار خواهد بود. شاعر به زیباییهای محبوب و تاثیر او بر زندگیاش اشاره میکند و رابطه عشق و ارادتش را به شکلی بسیار شاعرانه و عاطفی توصیف میکند. او همچنین از سختیها و حسدهایی که در این مسیر با آنها مواجه است میگوید و در نهایت به افتخار شاعر بودن خود و اینکه در این عشق و مدح محبوب، زندگیاش را صرف کرده است، تأکید میکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که منت و لطف تو بر من هست، نشستهام و از این احساس ناز و محبت زمین و زمان برایم اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: من مانند نگین بر نعل، زینت خود را زیبا میکنم، زیرا داغ تو بر دل من مینشیند و مناسب است.
هوش مصنوعی: چشمم را با محبت تو میپوشانم، زیرا وقتی نام تو را میبینم، میکشم.
هوش مصنوعی: از آن رشته نوری که وجود دارد، خورشید برای تزیین آستینم به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: سهم تو، کلاهی کج بر سر دارد تا راهی برای بستن عمامهام پیدا کنم.
هوش مصنوعی: من از حمایت تو در برابر دیو حسد پناه میبرم، پس چه سختی و دردی را تحمل میکنم؟
هوش مصنوعی: این سبو که از خاک ساخته شده، یعنی این جرعه نوش که از زمین آمده است، با افتخار میگوید که من از ظرفی با ارزش و خاص برمیدارم.
هوش مصنوعی: من حسد تو را در دل خود جای میدهم و در مسیر تو انتظار میکشم.
هوش مصنوعی: هرگز کمان را نکش، زیرا من مانند یک تیر در انتظارم.
هوش مصنوعی: میگویم که شیرین مثل مرغی است، حقیقتاً گوهری بزرگ بر درخت دین من است.
هوش مصنوعی: چون میم من، دهانم بسته است. دندان نشان نده، مانند سین در سینهام.
هوش مصنوعی: ای کسی که خواب را به آرامش میکشی، نذر کن و جلوهای از عشق را به من هدیه بده تا به دور خود بچرخم و در این حال غرق شوم.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به حالتی اشاره دارد که انسان در مواجهه با زیبایی یا جذابیت کسی خاص دچار احساسات و افکار پیچیدهای میشود. در اینجا «نفاذ» به توانایی درک یا تاثیرگذاری اشاره دارد و این احساسات به گونهای هستند که فرد اغلب نمیتواند خود را از آنها رها کند. در نهایت این حس باعث میشود که فرد در برابر آن زیبایی تحت تاثیر قرار بگیرد و خود را ناتوان و وابسته احساس کند.
هوش مصنوعی: نگذار در سال قحطی بر من ظلم شود، زیرا من مثل یوسف در مصر به کمک و نجات خواهم آمد.
هوش مصنوعی: در آغوش محبت و توجه من، مانند نوزادی هستی که از مادرش به دنیا آمده است.
هوش مصنوعی: در حرم دلنشین و دلانگیز سحر، من برای تو زیبایی و شکوه طاووس را انتخاب میکنم.
هوش مصنوعی: من هیچ وقت تن به کمهمتی نمیدهم و از سفرهی کسانی که پایینتر از من هستند چیز نمیخورم.
هوش مصنوعی: من مانند زنبور عسل هستم که از دنیای خودم پرورش یافتهام و به جستجوی حقیقت و زیبایی معنوی میروم.
هوش مصنوعی: من به جاهای مشکوک و بیارزش نرفتم، چون به حقیقت و یقین خود رسیدهام.
هوش مصنوعی: برای اینکه به شکار شیر جهان تبدیل شوم، مقام و منزلت تو مخفیگاه من شده است.
هوش مصنوعی: بدون طعمه و شکار، هیچ آرامشی نخواهم داشت، چه بسا که من نه شیر هستم که در پوستینی بگذرانم.
هوش مصنوعی: هم ساقی جشن و شادی من است و هم دلیلی برای دشمنی و کینهورزی من.
هوش مصنوعی: با مینوشی، به ستایش او میپردازم، اما این کارم به ظاهر زیبا و با زبان تند و نیشدار است، که نشاندهنده وضعیت من است.
هوش مصنوعی: متاسفانه، افرادی که باید درک و قدردانی بیشتری از محیط اطراف داشته باشند، به نوعی از لذتهای زودگذر و سطحی روی آوردهاند و ارزشهای واقعی را نادیده میگیرند.
هوش مصنوعی: من به قدری از تو خوب سخن میگویم که حتی قدرت هم نتوانسته مرا از ویژگیهای تو دور کند.
هوش مصنوعی: افتخار من فقط این نیست که بگویم شاعر خاص هستم، بلکه افتخاری بزرگتر دارم که فخر دین و مذهبم نیز هستم.
هوش مصنوعی: من از درگاه تو ادعایی کردم، اما نگذار که پیشانیام از خجالت عرق کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از بهر چه این کبود طارم
پر گرد شده است باز و مغتم؟
زیرا که درو خزان به زر آب
بر دشت نبشت سبز مبرم
گشت آب پر از تم و کدر صاف
[...]
آمد رمضان بخیر مقدم
دیشب بسلام خان اعظم
جمشید زمان سکندر وقت
مقصود وجود نسل آدم
ای امر تو چون نفاذ تقدیر
[...]
مرداد مهست سخت خرم
می نوش پیاپی و دمادم
از گردون طبع خاک پر تف
وز باران چشم ابر پر نم
بر دشت لباسهای رو نیست
[...]
ای چهرهٔ تو چراغ عالم
با دیدن تو کجا بود غم
شد خلد به روی تو سرایم
بی روی تو خلد شد جهنم
ای شمسهٔ نیکوان به خوبی
[...]
ای زرین نعل آهنین سم
ای سوسن گوش خیزران دم
ای باد صبا گرفته در گل
با آتش تو چو ساق هیزم
سیر تو به گرد خط ناورد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.