من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
کی بود طاقت آنم که هم آغوش شوم
گرچه ناز تو مرا جامه تن کرد قبا
کشته ناز تو ای سرو قباپوش شوم
نالم از درد و زین ناله چو سودی نبود
گریه زار کنم آخر و خاموش شوم
بس که شیرینی گفتار تو هوشم بربود
نشوم پند کسی گر همه تن گوش شوم
اینکه چون اهلی دلسوخته نالم زانست
که مبادا ز ضمیر تو فراموش شوم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر دربارهٔ سکوت و ناچاری او در مقابل عشق و محبوب میپردازد. شاعر از تحمل رنجهای عشق صحبت میکند و از اینکه چقدر میتواند خاموش باشد، نگران است. او خود را به خاک آستان محبوب تشبیه میکند و از دیدن زیر خاک بودنش به عنوان استقامت در عشق یاد میکند. در نهایت، او میخواهد به شور و شوق زندگی بازگردد، اما به نظر میرسد که در حضور محبوب نمیتواند به هوش بیاید. شاعر از نیشهای گاه و بیگاه محبوب سخن میگوید و به نوعی حسرت و درد را در ارتباط با عشق ابراز میکند.
هوش مصنوعی: من تو را از دور میبینم و دلم میگیرد. نمیدانم چطور میتوانم تحمل کنم که از نزدیک در آغوش تو باشم.
هوش مصنوعی: اگرچه زیباییات مرا در لباس خویش پوشانده است، اما من به خاطر ناز تو مانند بساوید کمقامت شوم.
هوش مصنوعی: من از درد مینالم و میدانم که این ناله هیچ کمکی به من نمیکند. بنابراین، به ناچار گریه میکنم و در نهایت سکوت میکنم.
هوش مصنوعی: به خاطر شیرینی و جذابیت گفتار تو، تمام هوش و حواسم را از دست دادهام. حتی اگر همهتن گوش شوم و به نصیحت دیگران توجه کنم، باز هم قادر به درک آنها نخواهم بود.
هوش مصنوعی: من چون دلی آشفته و بیتاب هستم، فریاد میزنم تا مبادا از یاد تو بروم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.