تا کی بغیر گویی من چشم و گوش باشم
من هم زبان برآرم تا کی خموش باشم
من خاک آستانم گر مدعی غلامست
این خاکساریم به کان خود فروش باشم
گر زیر خاک چون خم خشت از سرم بر آری
بینی کز آتش دل چون می بجوش باشم
خواهم که پیش خلقت مستانه ره بگیرم
لیکن تو چون بیایی من کی بهوش باشم
این بس که از تو گاهی نیشی خورم چو اهلی
من کیستم کز آن لب در بند نوش باشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و عذاب ناشی از آن سخن میگوید. او به شدت به معشوق خود وابسته است و دلش از شوق و دردش آتش میزند. شاعر از وضعیت خود در دلتنگی و عذاب ناشی از جدایی شکایت میکند و به چرخ فلک و بیرحمی آن اشاره دارد. او با استفاده از تصاویر طبیعی و استعارههای قوی، احساسات عمیق خود را بیان میکند؛ مثل اینکه اگر حتا به جهنم برود، اشکهایش به شکل سیلابی جیحون را شکل خواهد داد. در نهایت، او به حسرت و رنجی که از جوانی و عشق خود به معشوقش میکشد، اشاره دارد و از اینکه بر کدامین مصیبت باید ناله کند، نگران است. عاشقانه و درد کشیده، شاعر خواستههای خود را با شور و شوق بیان میکند.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که دیگر نمیتوانم فقط نظارهگر باشم و باید صحبت کنم. من هم باید صدای خود را بلند کنم و دیگر به سکوت ادامه ندهم.
هوش مصنوعی: من humble و بیادعا هستم و اگر کسی مدعی باشد که من را در خدمت خود دارد، به خاطر این خاکی که دارم، به راحتی حاضر هستم خودم را به زیر پا بگذارم.
هوش مصنوعی: اگر روزی مرا از زیر خاک بیرون بیاوری، مثل خمی که در دلش آتش دارد، خواهی دید که از عشق میجوشم و همچنان زندهام.
هوش مصنوعی: میخواهم در میان خلق با شوق و ذوقی بیپروا زندگی کنم، اما وقتی تو بیایی، چگونه میتوانم هوشیار باشم؟
هوش مصنوعی: گاهی از تو طعنهها و زخمزبانهایی میخورم، اما من کیستم که از آن لب زیبا به نیکی و خوشی بینصیب بمانم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.