با حسن دوست دل نشکیبد ز داغ عشق
تا شمع حسن هست نمیرد چراغ عشق
موسی صفت ز عشق طلب کن گل مراد
کاین آتشین گلی است که روید ز باغ عشق
عقلش خیال توبه زمهر بتان بود
ک گنجد این خیال غلط در دماغ عشق
پروا نمیکنیم به عیش و فراغ کس
ما را مگر کم است نشاط و فراغ عشق
اهلی بسوز کاتش دوزخ بود حرام
بر هر دلی که سوخته باشد ز داغ عشق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج فراق و جدایی از محبوب میپردازد. شاعر با تصاویری از زخمها و خمار فراق، احساس عمیق اندوه و دلتنگی خود را بیان میکند. او همچنین به زیبایی محبوب خود اشاره کرده و میگوید که از دنیای وصال به عالم فراق سقوط کرده است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که تنها کسی میتواند ارزش وصال را درک کند که خود تجربه جدایی و درد فراق را چشیده باشد.
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی دوست در دل شعلهور است، دل از درد عشق رنج نمیبرد. تا زمانی که نور زیبایی وجود دارد، عشق همچنان زنده و روشن میماند.
هوش مصنوعی: از عشق بخواه که به تو گل آرزو را بدهد، زیرا این گل زیبا از باغ عشق میروید و جرقههای آتشین آن نمایانگر شور و شوق عشق است.
هوش مصنوعی: عقل او در فکر توبه و بازگشت از محبت بتان است، اما این خیال غلط و نادرست نمیتواند در ذهن عاشق جا بگیرد.
هوش مصنوعی: ما به خوشی و آسایش دیگران اهمیتی نمیدهیم؛ ما فقط در عشق شاد و خوشحالیم و این کافی است.
هوش مصنوعی: ای دل، بسوز و خودت را در آتش بینداز که آتش جهنم بر هر دلی که از عشق سوخته باشد، حرام است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غیر از می جنون، نرساند دماغ عشق
جز موی سر، فتیله نخواهد چراغ عشق
شورم ز تندگویی ناصح شود فزون
صرصر چو روغن است مرا در چراغ عشق!
در نسخه جمال تو بس نکته هاست درج
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.