چند فتد به کشتنم زلف تو ماه برطرف
روی تو میکشد مرا زلف سیاه برطرف
چشم خوش تو برد دل تهمت او بخط فکند
چون دل برده خواستم کرد نگاه برطرف
تا نرسد غبار دل بر تو ز رهگذار من
سیل سرشک گرد من کرد ز راه برطرف
پیش قد تو کی بود یاد بهشت و طوبیم
نخل گل است در میان شاخ گیاه برطرف
اهلی اگر ترا کشد یار فرشته خوی تو
لاف وفا بهانه بس جرم و گناه برطرف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از حالت عاشقانه و درد و رنجی که در عشق دارد سخن میگوید. او خود را مجنون و اسیر عشق میداند که هرچند تلاش کرده از بند آن فرار کند، اما دوباره به آن گرفتار شده است. شاعر به این نکته اشاره میکند که از عمرش به شادی نرسیده و به خاطر عشق همواره در دلش آتش و غم وجود دارد. او خود را مستمند عشق معرفی میکند و بیان میکند که بسیاری از دلها به غم دچار شدهاند، اما او هنوز در این درد و رنج باقی مانده است. در پایان، به عمق عذاب و سوختگی ناشی از عشق اشاره میکند که باعث بیتابیاش شده است.
هوش مصنوعی: زلف زیبای تو هر بار مرا به سمت خود میکشد و زیباییات جانم را میگیرد.
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو دل را میبرد و تهمت به او میزند، اما چون دل را برده است، خواستم که نگاهش را از من دور کند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که غبار دل من بر تو نریخته، اشکهای من به خاطر تو در دوراهی زندگیام جمع شده و راه را از پیش رویم مسدود کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی تو را به یاد میآورم، بهشت و نعمتهای آن برایم بیاهمیت میشود، چرا که زیبایی تو مثل نخل گلی است که در دل گیاهان دیگر میدرخشد.
هوش مصنوعی: اگر دوستی تو را به عشق خود بکشاند، همانطور که فرشتهای با صفای تو به دلت نزدی، در این صورت دیگر نیازی به بهانهجویی برای توجیه خطاها و گناهانت نخواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.