نبود کسی که نبود بلب تو اشتیاقش
مگر آدمی نباشد؟ که نباشد این مذاقش
می صاف و لعل نوشین که نخواهد ای پری وش
مگر آن حریف مسکین که نیفتد اتفاقش
ز فراق خاک گشتم ببر ایصبا غبارم
سوی آن مسیح جانها که هلاکم از فراقش
منم آن شکسته خاطر که ز بهر آن مه نو
همه زود در تفحص همه شب کنم سراغش
دو دل است بخت با من بگذار کاین ستاره
به شرار دل بسوزد که بجانم از نفاقش
ز شراب توبه اهلی نکنی که دختر رز
بکسی حلال باشد که نمیدهد طلاقش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مخاطب خود هشدار میدهد که از تقلید کورکورانه و تقید به ظواهر دوری کند. او به اهمیت دلرحمی و محبت اشاره میکند و میگوید که نباید دیگران را آزار داد. همچنین، بر اهمیت خندیدن و خوشرویی در میان دوستان تأکید میکند و توصیه میکند که از جمله بر سر جوانب زندگی، سختگیری نکند. شاعر به این نکته اشاره دارد که هرگز نباید به دیگران سنگ بزند و در انتقادها بیفکری کند و در نهایت به اعتقاد به خود و دیگران فرا میخواند.
هوش مصنوعی: هیچکس جز آدمی وجود ندارد که دلش برای بلبل و آوازش تنگ نشود. اگر کسی این احساس را نداشته باشد، پس از چه چیزی سخن میگوید؟
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن صحنهای از معشوق و عشق اشاره دارد. در آن بیان میشود که تنها نوشیدن می صاف و لعل زیبا برای پریچهرهای ممکن است، که با کسی در یک شرایط خاص همراه باشد. این همراهی باید به گونهای باشد که برای آن فرد مسکین، هیچگاه پیش نیاید که در وضعیتی غیرمنتظره قرار گیرد. در واقع، عشق و زیبایی در اینجا به دقت و هماهنگی میان دو طرف وابسته است.
هوش مصنوعی: از جداییِ آن محبوب غمگین و پریشان حال شدم. ای باد، گرد و غبارم را به سوی آن مسیح جانها ببر که به خاطر دوریاش در حال هلاکت هستم.
هوش مصنوعی: من آن کسی هستم که به خاطر آن ماه زیبا، تمام شب را در جستجوی او میگذرانم و دل شکستهای دارم.
هوش مصنوعی: بخت من در دو راهی قرار دارد و از این وضعیت ناراحتم. بگذار این ستاره (سرنوشت) که در آتش دل من میسوزد، عذابش را احساس کند چون از نفاق و دوروییاش به جانم رسیده است.
هوش مصنوعی: به خاطر شراب، توبه نکن که دختر زیبایی حلال کسی است و او طلاق نمیدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو چه گوئی ار بپرسم زلب شکرفشانش
زچه داد زهرمارا، چه بود جوابش، آتش
زدلم گرفت نسخت مگر آن دهان تنگش
چو ندید کس دهانش بچه میدهد نشانش
زمیانش ار بیابم بخرم بجان کناری
[...]
بروم ز چشم مستش نظری به وام گیرم
که به آن نظر ببینم رخ خوب لاله رنگش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.