عیش اگر خواهی سگ خوبان مردم زاده باش
بنده ایشان شو از فکر جهان آزاده باش
لاله تا در بند جام می بود با می بود
نکته یی گفتم توهم دربند جام باده باش
کس نگوید لاابالی شو بده مستی ز دست
همچو صوفی باده نوش و بر سر سجاده باش
منزل عشق است خواهی کعبه خواهی میکده
راه یکرنگش مده از دست و بر یک جاده باش
بیخبر منشین که ناگه میشود محمل روان
گر هوای کعبه جان میکنی آماده باش
گر دلت آیینه عشق است روی از خود متاب
پاک کن خاطر زهر نقشی و لوح ساده باش
میوه کز خامی نیفتد سنگ نا اهلان خورد
فارغند افتادگان اهلی تو هم افتاده باش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ دل شکستگی و درد ناشی از عشق و فراق است. شاعر از حال زار عاشقانهای سخن میگوید که به شدت دچار حسرت و غم است. او مانند شعلهای از آتش، دچار درد و سوزش درونی است و میگوید که این حس نتوانسته از وجودش برود. همچنین به فقدان و جدایی اشاره میکند و اینکه هیچ طبیبی برای درمان درد او نیامده است. در انتها، شاعر به غیرت و عظمت عشق اشاره کرده و بیان میکند که عشق واقعی با وجود سختیها و دردها باقی میماند و از بین نمیرود.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زندگی خوشی داشته باشی، باید مانند افرادی خوب و نجیب رفتار کنی، مانند خدمتکاری برای آنها باش. از اندیشیدن به دنیا و مشکلات آن رها شو و آزادانه زندگی کن.
هوش مصنوعی: زمانی که لاله در اسارت جام می بود، به می پیوسته و نکتهای را بیان کردم، تو نیز در بند هستی و باید باده بنوشی.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیگوید که بیپروا باش و از دست مستی را بپذیر؛ مانند یک صوفی، شراب بنوش و در کنار سجادهات بمان.
هوش مصنوعی: محل عشق تو میتوانی کعبه یا میکده را انتخاب کنی، اما مهم این است که در این مسیر صداقت و یکرنگی را حفظ کنی و بر یک جاده ثابت قدم بمانی.
هوش مصنوعی: بیخبر نباش که ناگهان، کاروانی به راه میافتد. اگر دلت هوای کعبه را میکند، آماده باش.
هوش مصنوعی: اگر دل تو آینه عشق است، از خودت غافل نشو. ذهن خود را از زهر نقشها پاک کن و ساده و بیآلایش باش.
هوش مصنوعی: میوهای که نرسیده باشد، در دست ناپاکان قرار نمیگیرد و تنها کسانی که به آن دست یافتهاند، آرامش دارند. تو هم باید جزو کسانی باشی که به ثمر رسیدهای و در مسیر رشد خود پیشرفت کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یا بیا افتادگان را دست گیر، افتاده باش
یا نداری دست دل بردن برو دلداده باش
خامه ی نقش آفرینت هست، لوحی ساده جو
ورنه پیش خامهٔ نقاش لوح ساده باش
گر بسر سودای غوغای خداوندیت هست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.