من آب خضر جویم بهر سگان کویش
او تشنه بر هلاکم تا نگذرم بسویش
تاب نظر ندارم آن به که خاک گردم
تا ذره ذره بینم در آفتاب رویش
صد آب زندگانی میرد بپای آن گل
صد خضر چون مسیحا جان میدهد ببویش
تاب فغان ندارد آه از مزاج آن مه
کز گل بنازنینی نازک ترست خویش
آن نازنین بدخو، کی رام خویش سازم
کز من رمد به آهی آهوی فتنه جویش
ای باد زلف او را برهم مزن که ترسم
جمعی شوند درهم ز آشفتگی مویش
بسیار گوست اهلی عیبش نشاید اما
کز سینه میکند کم دردی به گفتگویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وصل الهی است. شاعر بیان میکند که کسی که امروز به بهشت وصل خداوند دست یابد، اگر در آینده به جهنم برود، دردی نخواهد داشت زیرا قلبش آرام است. زیبایی محبوب مانند گل است و عشق او آنچنان عمیق است که هیچکس نمیتواند از آن چشمپوشی کند. اگر کسی به عشق او متمایل نشود، باید از آن داغی که در دل است بگذرند. همچنین، شاعر به مشکلات عشق اشاره کرده و میگوید عشق حقیقی مانند نوری است که در شب تار، دل را روشن میکند. در نهایت، امید به رهایی و رسیدن به ساحل آرامش را بیان میکند.
هوش مصنوعی: من به دنبال آب زندگیام تا برای سگان معشوقم که در تشنگی به سوی من میآیند، حتی اگر به قیمت جانم باشد، تا بتوانم به او برسم.
هوش مصنوعی: من هیچ آرزویی به جز این ندارم که به خاک تبدیل شوم، تا بتوانم بهطور جزئی و ریز به زیبایی چهرهاش نگاه کنم.
هوش مصنوعی: برای زیبایی و شادابی یک گل، زندگی و جوانی بسیاری فدای آن میشود و هر کس به عشق آن گل جان میدهد، مانند حضرت مسیح که زندگی را بخاطر محبت و معنای عمیقش فدای دیگران میکند.
هوش مصنوعی: این جمله به بیان حسرت و اندوهی اشاره دارد که از وضعیت و حال آن شخص محبوب ناشی میشود. او به اندازهای زیبا و لطیف است که نمیتواند تحمل درد و زحمت را داشته باشد. شگفتی از نازکی و ظرافت او به بیان گذاشته میشود، به گونهای که او فراتر از همهی زیباییها به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: آن معشوقه دلربا و بدخلق را چگونه میتوانم تسخیر کنم، در حالی که او از من میگریزد و با یک آه از من فراری میشود، همانطور که آهوی فریبندهای به دنبال خود میخواند.
هوش مصنوعی: ای باد، به زلف او دست نزن، زیرا نگرانم که برخی از مردم به خاطر به هم ریختگی موی او، دچار آشفتگی و شدت احساس شوند.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که اگرچه ممکن است در ظاهر، فردی آرام و اهلی به نظر برسد و عیوبی نداشته باشد، اما در دل او ممکن است دردها و رنجهایی نهفته باشد که به آسانی نمیتوان آنها را مشاهده کرد. این فرد ممکن است در هنگام صحبت، از غم و درد درون خود حرف نزند، اما این به معنای عدم وجود آن دردها نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیشب به خواب دیدم نقش خیال رویش
دیدم که می کشیدم مستانه سو به سویش
بگرفته در کنارم ترسا بچه به صد ناز
بسته میان به زنار بگشوده بود مویش
عیسی دم است یارم ، من زنده دل از آنم
[...]
روزی که بر لب آید جانم در آرزویش
جان را بدو سپارم، تن را بخاک کویش
چون از وصال آن گل دیدم که: نیست رنگی
آخر بصد ضرورت قانع شدم ببویش
خورشید روی او را نسبت بماه کردم
[...]
مرغ خبر برآمد از لاله زار رویش
از شاخسار مویش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.