گنجور

 
اهلی شیرازی

دلا چو باز گریزان ز وصل مردم باش

دمی بهر که بر آری دمی دگر گم باش

اگر هوای نشستن به صحبتی داری

درون میکده بنشین مصاحب خم باش

مباش بیهده گو بلبل خوش الحان شو

گهی خموش نشین گاه در تکلم باش

به رغم مدعیان همچو شمع اگر سوزی

میان آتش سوزنده در تبسم باش

هوای مسند شاهی چه میکنی اهلی

گدای گوشه نشین شو بصد تنعم باش

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اهلی شیرازی

چو مه بمهر فلک شهره در جهان کم باش

به نور معنی خود آفتاب عالم باش

قبای اطلس گل زود میرود بر باد

بخلعت ابدی همچو سرو خرم باش

بهست و نیست چرا غم خورد کسی ساقی

[...]

صائب تبریزی

به نوحه خانه ایام شاد و خرم باش

بگیر ساغر گلرنگ، گو محرم باش

مشو چو سبزه زمین گیر از گرانجانی

درین بساط سبکروح تر ز شبنم باش

مکن نمک بحرامی به سوده الماس

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه